تبلیغات
تنوع زیستی و طبیعت - مطالب شهرام صمدی خادم
 
تنوع زیستی و طبیعت
Biodiversity and Nature
درباره وبلاگ


تنوع زیستی به معنای قابلیت تمایز بین ارگانیسم های زنده از هر منبع شامل اکوسیستم های زمینی، دریایی و اکوسیستم های آبزی، همچنین شامل ترکیبات اکولوژی که بخشی از اکوسیستم ها را تشکیل می دهند، می باشد. تنوع زیستی علاوه بر آنکه نیازهای ضروری و اولیه انسان ها را نظیر خوراک، پوشاک و مسکن فراهم می آورد، سلامت و شادابی روح و جسم، رونق اقتصادی و پیشرفت روزافزون و همه جانبه ما را نیز تضمین می کند. روند رو به رشد تهدید این گنجینه حیات سیاست مداران و متفکران را به توجه بیش از پیش به این مقوله معطوف داشته است.

مدیر وبلاگ : شهرام صمدی خادم
نظرسنجی
چقدر با مبحث " تنوع زیستی " آشنایی دارید؟











نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود کتاب، انسان و محیط زیست،
لینک های مرتبط :

 

تنوع زیستی و نقش ‌آن در درمان بیماری‌ها

 

نقش طبیعت در درمان بیماری‌ها، محور اصلی مقاله‌ای است که از نظرتان می‌گذرد.

 این نوشتار از آن رو اهمیت دارد که گوشه‌ای دیگر از ضرورت‌های حفاظت از محیط‌ زیست را خاطر نشان می‌کند. با این همه هنوز در کشور‌های در حال توسعه همچنان بر طبل توسعه ناپایدار می‌کوبند و هر روز بخشی از طبیعت قربانی طرح‌های عمرانی می‌شود.

ما انسان‌ها جزئی جدایی‌ناپذیر از طبیعت هستیم. سلامتی ما با سلامتی گونه‌ها و اکوسیستم‌ها ارتباط زیادی دارد. با شناخت بهتر جهان، می‌توان مانع گسترش بسیاری از بیماری‌ها شد. تنوع زیستی، نقش مهم و حساسی را در تهیه داروهای جدید، آب مناسب و حفاظت در برابر بیماری‌ها ایفا می‌کند.

طی میلیون‌ها سال گونه‌های زیستی توسعه پیدا کرده‌اند. برخی مواد شیمیایی از آنها در مقابل آلودگی‌ها و بیماری‌ها حفاظت کرده و به آنان امکان دستیابی به طعمه را داده‌اند همچنین گونه‌ها با کمک این مواد از خود دفاع می‌کردند. امروزه داروهای باارزشی از این مواد شیمیایی تهیه می‌شود. با از دست دادن گیاهان، حیوانات و تنوع میکروبی، شانس کشف داروهای جدید را از دست خواهیم داد؛ داروهایی که می‌توانند جان میلیون‌ها بیمار را نجات داده و سالانه بیلیون‌ها دلار در اقتصاد ملی ذخیره کنند.

در علم پزشکی، دوزیستان از راه‌های بسیاری به کمک انسان می‌آیند. مواد شیمیایی تولید‌شده در بدن آنها از ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها جلوگیری می‌کند. همچنین داروهایی جهت درمان فشارخون بالا از این مواد تهیه می‌شود. این موجودات نقش بسزایی در تحقیقات پزشکی زیستی دارند و با کمک آنها می‌توان به روش‌هایی جهت جلوگیری از افزایش مقاومت باکتری‌ها در مقابل آنتی بادی‌ها پی برد.

در آمریکای جنوبی نوعی میمون، در پوست خود آنتی‌بادی نیرومندی تولید می‌کند که قادر به از بین بردن باکتری‌ها و قارچ‌هاست. این ترکیبات میلیون‌ها سال بدون میکروب عمل کرده و پایداری و مقاومت آنها به میزان مؤثری افزایش یافته است، این در حالی است که برخی بیماری‌های انسانی نظیر ایدز به‌دلیل ضعیف‌شدن دستگاه ایمنی بدن بروز می‌کنند. گونه‌های موجود در جنگل‌های بارانی گرمسیری برای تهیه جوهر گنه گنه که ماده‌ای مفید جهت درمان مالاریاست مورد استفاده قرار می‌گیرد. جوهر گنه گنه که از درخت گنه گنه (cinchona) استخراج می‌شود برای درمان عارضه‌های قلبی و مبارزه با برخی سرطان‌ها نیز به‌کار می‌رود.

 

همچنین دارو‌هایی از گیاه پروانش

 

(Rosy Periwinkle ) به‌دست می‌آید که انقلاب بزرگی در درمان بیماری‌های حاد کودکان نظیر لوسمی و نوعی سرطان خون (Hodgkin's Lymphoma) ایجاد کرده‌اند. گونه‌های مناطق معتدله نیز داروهای مفید و ضروری تولید می‌کنند. داروی شگفت انگیز آسپیرین ابتدا از سالیسین مشتق می‌شد اما بعدها این ماده از نوعی بید (willow) به دست آمد.

 

نقش گونه‌های زیستی در شناخت بیماری‌ها

 

همچنین گونه‌ها نقش مهمی در شناخت فیزیولوژی بیماری‌ها دارند. توجه به ویژگی‌های خرس قطبی در این خصوص حائز اهمیت است. این‌گونه طی چند ماه خواب زمستانی تا حد زیادی بدون تحرک بوده، غذا و آب نمی‌خورد و دفع ادرار و مدفوع نیز ندارد اما از گرسنگی نمی‌میرد، بدنش آب از دست نمی‌دهد، توده استخوانی‌‌اش تحلیل نمی‌رود و بالاخره با وجود حجم زیاد ادرار در بدنش نمی‌میرد. حال آنکه اگر در بدن ما برای مدت کوتاهی دفع ادرار متوقف شود بی‌شک خواهیم مرد. شاید این موضوع درمانی برای انسان‌های مبتلا به بیماری‌های مزمن کلیوی (end-stage) نباشد اما با درک چگونگی بازسازی پروتئین‌های جدید از ذخیره ادراری خرس‌ها می‌توان درمانی برای نارسایی‌های کلیوی پیدا کرد.

 

سرخدار، مؤثرترین گونه برای درمان سرطان

 

گاهی اوقات امکان ساخت داروهای جدید یا حتی سرنخ‌هایی برای تحقیقات، پیش از اینکه پتانسیل پزشکی گونه‌ها، مورد مطالعه قرار گیرند یا حتی پیش از کشف این‌گونه‌ها از دست می‌روند.به‌عنوان مثال نوعی‌سرخدار (Taxus brevifolia) به لحاظ تجاری بی‌ارزش شناخته شد بنابراین رشد و تکثیر این‌گونه از برنامه‌های مدیریتی خارج شد تا اینکه بعدها دریافتند ترکیب تاکسول موجود در این درخت از عوامل مؤثر شیمی درمانی در درمان سرطان تخمدان، پستان و دیگر سرطان‌هاست.

تا به امروز چه گونه‌هایی نظیر سرخدار بی‌آنکه شناخته شوند از بین رفته‌اند؛ گونه‌هایی که محتوی داروهای شگفت‌انگیزی هستند؟ نکته درخور توجه اینکه در کشور ما، براساس آمار رویشگاه سرخدار در سراسر جهان به 40هزار هکتار محدود می‌شود که 500 هکتار آن در جنگل ابرشاهرود وجود دارد و مدت‌هاست که احداث جاده‌ آن را تهدید می‌کند.

گزارش تولید مثل شکمی قورباغه‌های جنگل‌های بارانی استرالیا نمونه غم‌انگیز از دست‌دادن این قبیل پتانسیل‌هاست. ماده‌های دو گونه قورباغه، تخم‌های لقاح یافته خود را می‌بلعند سپس بچه‌ها در معده مادر از تخم خارج شده و رشد می‌کنند. نوزادان قبل از خروج از شکم مادر کاملا شکل گرفته‌اند. در معده مادر بچه‌ها در مکانی پنهان می‌شوند تا از هضم شدن توسط دستگاه گوارش مصون بمانند. مطالعه این قورباغه‌ها می‌توانست دیدگاه‌های جدیدی جهت درمان زخم‌های معده فراهم کند اما امروزه به‌دلیل انقراض هر دو گونه نام برده انجام چنین مطالعاتی امکان‌پذیر نیست.

اکثر مردم ایالات متحده ناقل بیماری لایم (نوعی بیماری باکتریایی که اولین‌بار در دهکده‌ای به‌نام لایم دیده شد و به همین نام شهرت یافت) هستند. تنوع گونه‌ای قادر به ارائه راه‌حل‌هایی جهت حفاظت از انسان‌ها در برابر این بیماری است. بیماری لایم از طریق نوعی باکتری که توسط کنه حمل می‌شود انتقال پیدا می‌کند. این کنه روی بدن نوعی موش (موش پا سفید) زندگی می‌کند.

وجود تعداد و انواع زیاد مهره‌داران در منطقه لایم باعث رقیق شدن جمعیت باکتریایی مولد بیماری لایم شده و در نتیجه خطر ابتلای انسان به آن را کاهش می‌دهد.

در جنگل‌های قطعه‌قطعه شده تنوع مهره‌داران کاهش می‌یابد. از طرفی بشر به حاشیه جنگل‌ها نزدیک شده و به‌دلیل فعالیت‌های توسعه، نواحی جنگلی را از بین برده است، بنابراین ممکن است افزایش بیماری لایم در منطقه دیده شود. مکانیزم بیماری‌زایی رقت (رقیق شدن جمعیت مولد بیماری) در بیماری‌های دیگری نظیر بیماری ویروسی نیل غربی نیز دیده شده است.

نتیجه آنکه جهت کمک به جلوگیری از کاهش گونه‌ها دانشمندان علوم مختلف از کشورهای صنعتی و در حال توسعه می‌بایست به یک میزان برای تهیه فهرست حلقه‌های حساس ارتباط میان تنوع زیستی و سلامت انسان‌ها تلاش کنند.

 

منبع : http://www.hamshahrionline.ir





نوع مطلب : تنوع زیستی، 
برچسب ها : تنوع زیستی، بیماری ها،
لینک های مرتبط :

پردیسان (بوستان جنگلی شهرک غرب) یکی از بوستان های بزرگ و مشهور شهر تهران است.این بوستان که در شمال باختری تهران واقع است، از سمت شمال به بزرگراه همت و محله شهرک غرب، از سمت خاور به بزرگراه شیخ فضل الله نوری، از سمت باختر به مسیل رودخانه پونک و از سمت جنوب به بزرگراه حکیم محدود می‌شود. بزرگراه یادگار امام در راستای شمالی-جنوبی، این بوستان را به دو بخش تقسیم می‌‌کند که پیوند آنها به وسیله دو پل برقرار شده است.از امکانات این بوستان می‌‌توان به موزه تنوع زیستی، موزه آب و باغ وحش اشاره کرد. ساختمان سازمان حفاظت محیط زیست ایران نیز در قسمت جنوبی این بوستان قرار دارد.

به علت وجود چندین بزرگراه در اطراف پارک جنگلی پردیسان، استقبال زیادی برای استفاده از این پارک پدید آمده و بیشتر روزهای هفته و به ویژه روزهای تعطیل مردم برای استفاده از این پارک رهسپار شمال غرب تهران می شوند. نزدیکی این بوستان به میدان صنعت (میدان شهرک غرب) نیز عاملی دیگر برای افزایش استقبال از این مکان گردشگری است.

موزه تنوع زیستی به منظور نمایشگاه تخصصی گونه های گیاهی و جانوری جهان طراحی افتتاح گردیده است.

این موزه در پارك طبیعت پردیسان و در فضایی با مساحت داخلی 1800 متر مربع در شمال غربی شهران واقع شده است كه و در 26 فروردین ماه سال 1383 توسط ریاست محترم جمهوری افتتاح گردید. موزه با تاكید بر اهمیت و ارزش تنوع زیستی و در راستای وظایف قانونی سازمان حفاظت محیط زیست ایجاد شده است و هدف مدیریت موزه همواره این بوده است که با استفاده از کادر کارشناسان خود نقش موثری در تحقیقات، اطلاع رسانی و آموزش برای گروه های مختلف سنی و علاقه مندان به محیط زیست ایفا نماید.

در موزه تنوع زیستی تقسیم بندی بر اساس سیستم قاره ای بوده است و نمونه های مختلف در غرفه های مختلف عرضه شده اند. که از آن جمله :

1-              نمونه های منقرض شده مثل : شیر و ببر ایرانی

2-              نمونه های کمیاب مانند : کبک دری - هوبره - سیاه خروس – قرقاول

3-              زیستگاه های ایران

4-              آسیا مانند : ببر بنگال - پلنگ - خرس تنبل - آیبکس – چینکارا

5-              اروپا شامل : شاموآ - اردک سرسبز - گورکن - موفلون – کراز

6-              آفریقا مانند : سیوت - جنت - شترمرغ - پلنگ - اوریکس سفید - بزمجه - قوچ بربری

7-              امریکا مثل : بز راکی - اکراس سرخ - ولورین – جاگوار

8-              اقیانوسیه مانند : امو - کانگرو قرمز

و انواع حیوانات بصورت تنوع زیستی جهانی به همراه پروانه ها - فسیل ها - حشرات و گیاهان و موجودات دریائی بسیار زیبا و نادر دیگر .

































































 

آدرس : تهران ، ضلع شمالی بزرگراه حکیم از شرق به غرب ، بین بزرگراه شیخ فضل ا.. و یادگار امام ، پارک طبیعت پردیسان





نوع مطلب :
برچسب ها : موزه تنوع زیستی،
لینک های مرتبط :

کنفرانس حفاظت از تنوع زیستی در ژاپن موفق شد برنامه‌ای مهم را برای دهه ‌آینده جهان به تصویب رساند.کشور های صنعتی و در حال توسعه به‌طور مشترک در توافقی تاریخی تضمین کردند که حفاظت از طبیعت را قربانی بهره‌وری اقتصادی نکنند.

کشورهای شرکت کننده در کنفرانس تنوع زیستی در شهر "ناگویا" در ژاپن به توافق رسیدند که تا سال 2020 میلادی به 20 هدف دست پیدا کنند. این اهداف به منظور حفاظت از تنوع زیستی در دهه آینده در جهان به اجرا گذاشته خواهد شد.

در این نشست تاریخی که به دعوت سازمان ملل متحد برگزار شده بود، 193 کشور حاضر اعلام کردند که از این پس 17 درصد از مساحت خشکی‌ها و 10 درصد از آب‌های کره زمین جزو منطقه حفاظت شده به شمار می‌آید. این تصمیم بدین معناست که هرگونه استفاده اقتصادی از این مناطق ممنوع خواهد شد.

کشورهای جهان همچنین توافق کردند که از ماهیگیری بی‌رویه جلوگیری و استفاده از کودهای شیمیایی در زمین‌های کشاورزی را محدود کنند.

ریو ماتسوموتو، وزیر محیط زیست ژاپن، نتایج این نشست را موفقیت‌آمیز خواند. نوربرت روتگن، وزیر محیط زیست آلمان نیز گفت که «در کشورهای جهان نشانه‌‌هایی از آغازی نو دیده می‌شود». به گفته ناظران سیاسی، کنفرانس ژاپن چرخشی در حفاظت از تنوع زیستی به شمار می‌آید. نتایج این کنفرانس از استثمار لجام‌ گسیخته طبیعت جلوگیری خواهد کرد.

 

تقسیم عادلانه منافع

جیم لیپ، رئیس سازمان صندوق جهانی حیات وحش  (WWF)، تصریح کرد که «پروتکل "ناگویا" دستاوردی تاریخی است». جلوگیری از شکار و صید جانوران در حال انقراض نیز یکی از دستاوردهای این کنفرانس محسوب می‌شود.

پیشتر بیم آن می‌رفت که کنفرانس "ناگویا"، همچون نشست محیط زیست در کپنهاگ، به خاطر منافع متضاد کشورهای شرکت‌کننده به بن‌بست و شکست کشیده شود. موضوع محوری در کنفرانس "ناگویا" تقسیم عادلانه منافع بدست آمده از منابع طبیعی بود. این مسئله یکی از جدال‌های اصلی میان کشورهای صنعتی و کشورهای صادرکننده مواد خام به حساب می‌آید.

کارشناسان امیدوارند که با تقسیم عادلانه منافع حاصل از منابع طبیعی کشورهای در حال توسعه مجبور نشوند با سرعت بیشتر طبیعت خود را نابود کنند. در این راه همکاری و آمادگی کشورهای پیشرفته برای تقسیم منافع ضروری است.

به گفته کارشناسان، نابودی جنگل‌های استوایی به خاطر کشت محصولات کشاورزی و تامین خوراک دام برای دامپروری در کشورهای پیشرفته باید در شکل کنونی آن متوقف شود. از این پس با پرداخت کمک‌های مالی به کشورهایی نظیر برزیل و اندونزی در ازای نگهداری از جنگل‌های خود، باید روند کنونی بهره‌وری از طبیعت جذابیت خود را از دست بدهد.

کنفرانس "ناگویا" پیامی روشن داشت: بدون تنوع زیستی هر منفعت اقتصادی بی‌اهمیت است. رشد اقتصادی‌ای که سبب نابودی تنوع زیستی در جهان شود، به جای آنکه زندگی را ارتقاء دهد، قطعاَ از کیفیت آن خواهد کاست.

 

تصویب پروتکل الحاقی به پروتکل ایمنی زیستی کارتاهنا در ناگویا

در اجلاس تنوع زیستی ناگویای ژاپن و در پنجمین اجلاس متعاهدین پروتکل ایمنی زیستی کارتاهنا، پروتکلی الحاقی به این پروتکل تصویب و در مقر دبیرخانه کنوانسیون تنوع زیستی در مونترال کانادا آماده امضای کشورهای متعاهد شد.

این کشورها می توانند این الحاقیه را در سیستم قانون گذاریشان به تصویب برسانند و تا هنگامی که  50 کشور این پروتکل را در سیستم قانون گذاری خود تصویب نکرده باشند، لازم الاجرا نیست.

این پروتکل الحاقی کشورها را موظف می کند تا در صورتی که محصول حاصل از بیوتکنولوژی جدید آن کشورها خسارتی را منحصرا به تنوع زیستی کشور دیگری وارد کند به نحوی که این خسارت صرفا ناشی از موجودات زنده حاصل از بیوتکنولوژی جدید باشد و این خسارت قابل اندازه گیری باشد بر اساس حکم دادگاه خسارت را پرداخت کنند.

البته بر اساس نظر کارشناسان امر در خصوص این الحاقیه که اظهار می دارند ظاهر این قضیه خوب است، نوعی اطمینان فراهم می کند که محصولات حاصل از بیوتکنولوژی جدید خساراتی را به تنوع زیستی وارد نمی کند و اگر وارد کرد خسارات جبران پذیر است اما باطن قضیه این است که این پروتکل ابزاری در دست کشورهای قدرتمند است تا علیه کشورهای در حال توسعه استفاده کنند در حالی که خودشان میلیون ها هکتار محصولات حاصل از بیوتکنولوژی جدید را می کارند و صادر می کنند و از آن جا که شرکت های قدرتمند چند ملیتی از متخصصان برجسته حقوق برخوردارند، مطمئنا خسارتی بابت این پروتکل پرداخت نخواهند کرد.

پیش بینی این کارشناسان این است که این پروتکل به زودی قابلیت اجرایی نخواهد داشت چون کشورهایی مانند برزیل، آرژانتین، آمریکا، کانادا، چین و هندوستان با دانستن باطن قضیه، آن را امضا نخواهند کرد.

آنان معاهده پروتکل الحاقی ایمنی زیستی را به ضرر کشورهای در حال توسعه و به ویژه ایران دانسته و یان می کنند احتمال می رود این معاهده از سوی شرکتهای چند ملیتی تدوین شده باشد و تبعات سنگینی برای حوزه بیوتکنولوژی کشور به همراه داشته باشد. فقدان قانون ایمنی زیستی در کشور از مشکلات ما در بعد داخلی است که در این زمینه انجمن بیوتکنولوژی به عنوان تنظیم و تضمین کننده استفاده از محصولات تراریخته، تلاشهایی را در زمینه تدوین این قانون انجام داد و در نهایت این قانون در مجلس به تصویب رسیده و اکنون بیش از یک سال از ابلاغ آن از سوی رئیس جمهور می گذرد اما اجرای آن شروع نشده است.

دلیل اجرایی نشدن این قانون در روند کند تدوین آیین نامه های اجرایی آن است ، بطوری که آیین نامه اجرایی که در حال حاضر پیشنهاد شده است تنها در حوزه صادرات و واردات است و از آنجایی که به تولیدات داخلی مجوز داده نشده است، تدوین این آیین نامه بی معنی خواهد بود.

به نظر می رسد این آیین نامه تولیدات داخل را ناچیز می شمارد و توان داخلی را دور از ذهن می داند در حالیکه انتظار می رفت آیین نامه اجرایی که نوشته می شود محصولات تراریخته وارداتی و تولیدات داخل را در بر بگیرد؛ چرا که مواد غذایی که مردم مصرف می کنند فرقی نمی کند که تولید داخل باشد یا خارج و هر دو محصول باید ضوابطی را رعایت کند.

تنها مشکل این آیین نامه تمرکز بر روی محصولات وارداتی است که پیشنهاد می شود کلمه "واردات" حذف و به جای آن "کلیه محصولات" تراریخته چه داخلی و چه خارجی آورده شود.

در پنجمین اجلاس متعاهدین پروتکل ایمنی زیستی که با حضور نمایندگان 160 کشور عضو و بیش از 30 کشور غیر عضو در شهر ناگویای ژاپن برگزار شد، تصمیمات مهمی اتخاذ شد که مهمترین آنها تصویب "پروتکل الحاقی" ایمنی زیستی برای جبران خسارات احتمالی ناشی از موجودات زنده و محصولات تراریخته بود.

از این پروتکل الحاقی با عنوان معاهده "ناگویا-کوالالامپور" یاد می شود، این معاهده در ارتباط با مسئولیت کشورها و جبران خسارت است. این قانون تاکید می کند که اگر کشوری از موجودات مهندسی ژنتیک شده و یا محصولات تراریخته تولید می کند، در برابر خساراتی که به تنوع زیستی سایر کشورها وارد می کند مسئول است.

 در همین راستا شرکتهای چند ملیتی در میان خودشان توافقی را تحت عنوان "کامپکت" به امضا رساندند. بر این اساس صندوقی را تشکیل دادند که در هر جایی که آنها باید جبران خسارت کنند از این صندوق پرداخت کنند. برداشت کنندگان این صندوق تنها 6 شرکت چند ملیتی است، به این ترتیب بازار بذر تراریخته در انحصار این شرکتهای چند ملیتی قرار می گیرد.  

شرکتهای چند ملیتی باشگاه بیوتکنولوژی همانند باشگاه اتمی تشکیل دادند که هیچ کشوری غیر از خودشان را راه نمی دهند. به این ترتیب یک بازار انحصاری برای شرکت های چند ملیتی ایجاد شد.

 فرصتی که ما برای تدوین قوانین بیوتکنولوژی در سالهای اخیر از دست دادیم مشکلات بزرگی برای ما ایجاد کرد و انتقاداتی که در این زمینه داشتیم با تصویب این معاهده به اثبات رسید.

ملبوبی ، رئیس انجمن بیوتکنولوژی ایران در گفتگویی در همین زمینه با تاکید بر اینکه از این جا به بعد هر اقدامی که انجام دهیم آینده بیوتکنولوژی را تحت تاثیر قرار می دهد، خاطر نشان ساخته است، ایران در برابر این معاهده دو انتخاب بیشتر ندارد یا باید به معاهده بپیوندد که این خیانت بزرگی خواهد بود و آیندگان ما را نخواهند بخشید و یا نپیوندیم ما را تحت فشار می گذارند

 وی با اشاره به برخورد سایر کشورها با این معاهده گفت: بسیاری از کشورها با این معاهده مخالفند اما راهی جز موافقت نداشتند از این رو احتمال می رود که خیلی از کشورها آن را امضا نکنند.

ملبوبی با بیان اینکه در حال حاضر این معاهده در اجلاس ناگویا مصوب شده است، افزود: کشورها پس از آماده شدن این معاهده آن را در پارلمان خود مطرح می کنند و پس از تصویب، اقدام می کنند ولی تا وقتی که امضا نشده باشد نسبت به اجرای این معاهده ملزم نیستند.

 وی با تاکید بر اینکه در حال حاضر نباید این معاهده امضا شود گفت: باید در برابر چنین اقداماتی در دنیا هوشیار باشیم و فراموش نشود که هر روزی که برای تصمیم گیری در حوزه بیوتکنولوژی دیر کنیم حلقه تنگ تر می شود. از این رو باید قوانین خوب و متقنی را در این زمینه تدوین کنیم.




ادامه مطلب


نوع مطلب : تنوع زیستی، 
برچسب ها : کنوانسیون تنوع زیستی، پروتکل ایمنی زیستی، کنفرانس ناگویا،
لینک های مرتبط :
سایت نشنال جئوگرافیک باز هم عکس‌های بخش مسابقه سال ۲۰۱۰ را انتخاب کرد. این عکس‌ها در سه دسته قرار می‌گیرند: انسان‌ها، مکان‌ها و طبیعت.

برنده مسابقه مبلغ ۱۰٫۰۰۰ دلار به عنوان جایزه می‌برد. البته به عکاس هر عکس هم ۱۵ دلار به عنوان پاداش داده می‌شود.

دراینجا ۲۵ عکس از همه دسته‌ها جمع آوری شده است و کاربران نشنال جئوگرافیک به آنها امتیاز می‌دهند. عنوان هر عکس نیز توسط خود عکاس نوشته شده است. مطمئنا شما هم از دیدن عکس‌ها لذت خواهید برد. برای دیدن آنها در اندازه بزرگ عکس‌ها را ذخیره نمایید.


فرد تراک: آخوندک دعاخوان.
این حشره جالب به خاطر رنگ بنفش بی شباهت به گل‌ها نیست و زیاد شباهتی به حشره ندارد. او وقتی بزرگ تر شود حادثه جوتر نیز می‌شود. او پوست می‌اندازد، بعد از بزرگ سالی بدنش کرک دار شده و سپس بعد از دو هفته می‌میرد. اکوسیستم این حشره قبل از بزرگ سالی نیز شش هفته طول می‌کشد و در این شش هفته به همین شکل و شمایل می‌ماند.


آریو ویبیسونو: روستای سورادیتا، غرب جاوه، اندونزی.
بچه‌ها با خروس‌هایشان بازی می‌کنند. البته این یک مسابقه واقعی بین خروس‌ها نیست، چراکه به پاهای خروس‌ها هیچ پره ای نبسته اند. این بچه‌ها از بازی با خروس‌ها لذت می‌برند، آنها در طول عمرشان هیچ وقت اسباب بازی نداشته اند.


جوآ ویانا: مجمع الجزایر «فرناندو د نورونها» در برزیل
به عنوان جایگاه حیات وحش شناخته می‌شود. اما امروزه دلفین‌های این مکان ایزوله شده قربانی عادت‌های زندگی مصرف گرا شده اند.


ناتالیا روزوریاگا: کی گومپا.
این عکس را زمانی که از معبد بودایی «کی.کی» در روستای کوچکی در میانه هیمالیا بازدید کردم انداختم و کی گومپا (معبد کی) در نزدیکی آن قرار دارد. من یک هفته با راهبان اینجا زندگی کردم. این عکس بازتابی از آرامش و بیشتر جو روحانی که خاص این مکان است می‌باشد. این معبد در ارتفاع ۴۰۰۰ متری زمین قرار دارد و من برای گرفتن این عکس مجبور بودم که ۵۰۰ متر هم بالاتر رفته و کوهنوردی کنم. در اینجا احساس می‌کنم بهشت را لمس کردم!


مایکل سیوارد: تصادف با رعد و برق.
در ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۹ طی یک طوفان آذرخش به ساختمان مرکزی آتنا در هنگ کنگ مرکزی برخورد کرده است
.



کستانین لوچانسکی: جاده «سرا دا لبا» نزدیک لوبانگو (آنگولا).
سرا دا لبا علامت مرزی آنگولاست. جاده در دهه ۷۰ ساخته شد. تصاویر این مکان چندین دهه کارت پستال‌های این کشور را تشکیل می‌داد، اما تمام عکس‌ها در روز گرفته شده بودند. من می‌خواستم کاری متفاوت کرده باشم و سعی کردم در شب عکس بگیرم. اما ظاهرا این کار غیرممکن بود: هوا قیرگون و مه دار، ارتفاع ۱۸۰۰ متری (۵۰۰۰ فوت). من نهایت بیشتر از ۶۰ ثانیه نمی‌خواستم نوردهی کنم تا از نویزهای دیجیتالی جلوگیری کنم. اما پایین رفتن و بالا رفتن ماشین‌ها از این بخش جاده چند دقیقه طول می‌کشید. مه غلیظ بود و جلوی تصویر را می‌گرفت! ناگهان مه محو شد و  دیدم که چند ماشین پایین می‌آیند و تعدادی هم بالا می‌روند. آنها در وسط و زیر ۶۰ ثانیه به هم رسیدند… انگار که نقاشی شده اند!


استان بومان: هنوز بهار است. ماهیگیری در انتهای پل.


آنیکو مولنار:
درمقابل گردباد در مونت بلانک. دوستم لازلو وارکونیی گروهی را در مونت بلانک هدایت می‌کند، او ماه آپریل طی یک حادثه وحشتناک در اورست درگذشت. بله یک یخچال بزرگ سقوط کرده بود.


عیسی اوراندی: اهرام بزرگ
مردم مصر باستان اعتقاد داشتند که مرگ بر روی زمین آغاز سفری به دنیای دیگر است. بدن‌های مومیایی شده پادشاهان یا زیر زمین دفن می‌شد یا در اهرام گذاشته می‌شدند تا محافظت شده و به زندگی آن دنیایی فرستاده شوند.


فردی سردریا: سیاره مایع
عکسی دیگر از سری منظره‌های آب، که نقطه متفاوتی از منظره امواج را نشان می‌دهد. زاویه ای که مردم آن را نمی‌بینند.


میهای لاکوب: قسمت مرکزی شهر شیکاگو.
مقدر شده بود من در لحظه مناسبی در اینجا باشم تا بتوانم چنین عکسی بگیرم. این مکان نیکولس برادوی بود که به شعبه مدرن موسسه هنری شیکاگو منتهی می‌شد با چشم اندازهای زیبایی مرکز شیکاگو. زمان غروب آفتاب هم فرا رسیده بود. من این نوع معماری را دوست دارم، زندگی در شهری پرطراوت و نور، همه در یک فرم عکس قابل مشاهده است.


ران مک کومبی: پرنده (کاکایی نقره ای) با جوجه در دهانش
عکس در جزایر «فارنی» گرفته شده در نورتنبرلند در انگلیس. از وقتی قصد عکس گرفتن کردم این پرنده سه یا چهار بار بالای سر مجموعه مرغان نوروزی چرخید بدون اینکه جوجه از دهانش بیفتد.


لین دین: ماهیخوار بزرگ آبی با ماهی
بزرگ ترین ماهیخوار در آمریکای شمالی. این پرندگان وقت شکار در نزدیکی رودخانه یا لبه برکه می‌نشینند و منتظر شکار می‌شوند.


یوگان تایمشو: ابر و کشتی. اکراین، کریمه، دریای سیاه. چشم اندازی از کوه‌های Ai-Petri.


آدان ویگن: مسئولیت سنگین
یک روز صبح در ماه آگوست می‌خواستم روزنامه را بردارم. همه چیز نمدار و خیس بود، و ناگهان این زنبور کوچک را روی گل سفیدی بیرون از پنجره اتاقم دیدم. دو ساعت بعد که از خانه بیرون رفتم و زنبور را دیدم که هنوز روی همان گل نشسته این عکس را انداختم. گویی که قادر نبود پرواز کند.


جاش ادلسون:
به خاطر قرار گرفتن آتش فشان‌ها در جلوی نور ماشین‌هایشان این عکس ضدنور شده است. آن‌ها در حال اطفا حریق عظیمی‌ هستند که در اثر انفجار خط گاز طبیعی در نزدیکی سان فرانسیسکو اتفاق افتاده است (سپتامبر ۲۰۱۰). آتش ۳۷ خانه را ویران کرد و ۷ تلفات نیز به همراه داشت.



نام این گیوم: کویر


اولافور راگنارسون: عناصر ناب
فوران اتشفشان در «Fimmvorduhals». ماه کامل و بادهای قوی برای من که بیرون از ماشینم ایستاده بودم مشکل ایجاد می‌کرد. من با خودم دوربین داشتم و فوکوس کردم، منتها سه پایه نداشتم، ناگهان لحظه جادویی فرا رسید. من نمایشی از طبیعت را تجربه می‌کردم که کمتر انسانی آن را به چشم خود دیده است. من دوربینم را برداشته و سعی کردم با بادهای قوی بجنگم. دوربینم را روی کاپوت ماشین محکم کرده و نفسم را حبس کردم. ۳۰ عکس انداختم و تنها یکی از آنها خوب درآمد.


جی فاین:
این عکس را زمان طوفان و رعد و برق انداختم. باد کم شد و بارانی هم نبود، و این به من اجازه داد که از داخل خانه و با آرامش از پنجره باز این عکس را بیندازم.


امی ‌هلن جوهانسون: سفر ناامن
یک زن بین واگن‌های قطار محلی در حال حرکت نشسته است که به سمت شمال داکا پایتخت بنگلادش می‌رود. بار و بنه او زیر واگن و در جلوی خودش قرار دارد. زمان به پایان رسیدن ماه رمضان است و این زن برای رسین به جشن سه روزه عید فطر سفر می‌کند. مردم زیادی این روز شهرشان را ترک کرده و به زادگاه و پیش فامیل می‌روند تا این روز را جشن بگیرند. کسانی که بلیت گیرشان نمی‌آید یا پول کافی ندارند روی سقف واگن‌ها سوار می‌شوند یا مثل این زن نقطه خلوتی برای خود پیدا می‌کنند تا به مقصد برسند.


متس آلمولف: تنها
من در هلی کوپتر و در آسمان بودم و عکاس می‌کردم و ناگهان درختی را دیدم که بین هزاران درخت صنوبر احاطه شده است. پس از فرصت استفاده کرده و با استفاده از این نور به موقع تنها یک عکس انداختم.


شان هوی: توفان تندری بر بالای چمنزار مونتانا در هنگام غروب


الکس تان: کمپ کانانا، Botswana.
در حال گذر از کنار جاده برای تماشای زرافه‌های در حال چرا رفته بودم که ناگهان سر حیوانی را دیدم که پشت تپه کوچکی کمین کرده است. یک شیر ماده گرسنه. من هم منتظر دوربین را آماده نگه داشته باشم تا عاقبت ماده شیر در لحظه مناسب زمانی که زرافه احساس خطر کرد به سویش خیز برداشت و من هم عکسم را انداختم. البته باید بگویم ماده شیر موفق نشد و در همانجا دراز کشید.

جوشوا کاست
ساحل نیوپورت، کالیفرنیا. بر فراز امواج ساحت دسته ای از پرندگان مسیری را پرواز می‌کنند که در صبح زود ساحل کالیفرنیا منظره ای ناب را ایجاد کردند.





نوع مطلب :
برچسب ها : نشنال ژئوگرافیک، تصاویر برگزیده، طبیعت،
لینک های مرتبط :

مفهوم گونه زیستی (biological species) مفهومی کلاسیک است اما در مورد گونه هایی به کار می رود که به طریق جنسی تولیدمثل می کنند.                                                               


 

ادوارد ویلسون، مسئول افتخاری بخش حشره شناسی موزه جانورشناسی مقایسه ای و نیز استاد پژوهشی ممتاز دانشگاه هاروارد، پرچمدار جنبش تنوع زیستی و حفاظت در سطح بین المللی است و تاکنون جوایز پرشماری از جمله مدال طلای صندوق جهانی طبیعت را در سال ۱۹۹۰ به خاطر تلاش های حفاظتی اش دریافت کرده است.وی عضو هیات مدیره بنیاد حفاظت از طبیعت، حفاظت بین الملل و موزه تاریخ طبیعی آمریکا است. دو عنوان از کتاب های وی جایزه پولیتزر برده اند. آخرین کتاب وی «آینده حیات» (۲۰۰۲) نام دارد. گفت وگوی زیر از طرف سایت اینترنتی www.actionbioscience.org با وی صورت گرفته است.

 

● گونه زیستی چگونه تعریف می شود؟

مفهوم گونه زیستی (biological species) مفهومی کلاسیک است اما در مورد گونه هایی به کار می رود که به طریق جنسی تولیدمثل می کنند و به این ترتیب تعریف می شود: گونه یک جمعیت یا مجموعه ای از جمعیت های افراد است که آزادانه با یکدیگر تولیدمثل می کنند. به عبارت دیگر گونه از نظر ژنتیکی عنصری کم و بیش مجزا است که مستقل از دیگران تکامل می یابد.

 

● این به معنای یک خزانه ژنی بسته است. آیا این مفهومی عام است؟

نه، عام نیست. از این مفهوم می توان در مورد اکثریت قریب به اتفاق جانوران و بسیاری از گیاهان گلدار استفاده کرد. شاید در انواع بسیاری از جانداران میکروسکوپی نیز کاربرد داشته باشد. اما جانداران بسیار دیگری، به ویژه در میان گیاهان و جانداران میکروسکوپی، هستند که این مفهوم را نمی توان در مورد آنها به کار برد یا در بهترین حالت با دشواری می توان به کار برد. بدیهی است اگر تولیدمثل جنسی نباشد، این مفهوم نیز به کار نمی رود. در مورد گونه های غیرجنسی، می توان آنها را بر مبنای تفاوت های ژنتیکی، به شکلی دلبخواهی رده بندی کرد. برای مثال معیاری که در مورد باکتری ها به کار می رود آن است که هرگاه دو سویه باکتری در ۳۰ درصد از DNAشان تفاوت نشان دهند، می توان آنها را گونه های جداگانه ای در نظر گرفت. البته این عدد قراردادی است، اما در عین حال به طرز قابل قبولی عملی و قابل استفاده است.

 

● آیا زیرگونه (subspecies) را نیز می توان به وضوح گونه(species) تعریف کرد؟

نه تا آن حد. به لحاظ نظری زیرگونه یک نژاد جغرافیایی است. یک گونه ممکن است به چندین نژاد جغرافیایی تقسیم شود که در یک سری صفات شاخص نظیر رنگ، طول بال یا عادت تولیدمثلی با یکدیگر تفاوتی پیوسته دارند. در مجموع زیرگونه با مشکلات بسیاری همراه است که آن را نسبت به گونه ترازی بسیار سلیقه ای تر می سازد. یکی از این مشکلات آن است که صفات معمولاً مستقل از یکدیگر تغییر می کنند. برای مثال یک گونه پروانه را در اروپای شرقی در نظر بگیرید. ممکن است دریابید از نظر جثه جمعیت ها از شمال به جنوب رفته رفته بزرگتر می شوند اما از نظر رنگ از شرق به غرب تیره تر می شوند. بررسی دقیق تر ممکن است نشان دهد که آنها از جنوب شرقی به جنوب غربی روی بالشان خال های بیشتری دارند. در این وضعیت چه باید کرد؟ آیا باید یک یا دو صفت را برگزید و زیرگونه ها را بر اساس آن تعریف کرد؟ یا باید در ترکیب صفات بسیار کوشید و به این ترتیب آشفته بازاری از زیرگونه های بسیار ساخت؟ احتمالاً دشوارترین جنبه کاربرد مفهوم زیرگونه همین ناسازگاری صفات است. با این حال هنوز از زیرگونه استفاده می شود و به ویژه در مورد نژادهای جغرافیایی هنوز تا حدی معتبر است.

 

● در مورد گونه زمانی یا نیاکانی چطور؟

گونه زمانی (chromo species) صرفاً یک ضرورت علمی است زیرا باید میان جمعیت هایی که امروز زندگی می کنند و جمعیت هایی که نیای آنها هستند تمایز قائل شد. این جمعیت های نیاکانی از آنجا که در گذشته دور زندگی می کردند با جمعیت های کنونی تفاوت بسیاری دارند. برای مثال ما به گونه Homo sapiens تعلق داریم _ و تقریباً به طور قطع می دانیم که مستقیماً از گونه دیگری به نام Homo erectus نسب گرفته ایم _ و بسیار ابهام آور و به طور شهودی نادرست خواهد بود که سعی کنیم آنها را با هم در یک گونه قرار دهیم. اگرچه Homo sapiens طی مراحلی از Homo erectus تکامل یافته است، نمی توان مفهوم زیستی گونه را به وضوح در این مورد به کار برد. با این حال می خواهیم بین آنها تمایزی، هرچند قراردادی، ایجاد کنیم.

 

● منشاء تنوع زیستی چیست؟

پیش از هر چیز چرخه آشکاری است که گونه ها طی آن به منطقه جدیدی رفته و تنوع می یابند. هنگامی که یک جزیره یا مجمع الجزایر تشکیل می شود یا برای مثال منطقه ای در اثر یخچال یا سایر رویدادهای بزرگ فیزیکی تنوع زیستی اولیه اش را از دست می دهد، سیل گونه های مهاجر به سوی آن سرازیر می شود. سپس با یکدیگر وارد تعامل شده و جامعه ای می سازند که آن را یک اکوسیستم می نامیم. چنانچه این منطقه جدید دست نخورده بماند، آنگاه طبق معمول این موارد، پرده ای از تکامل سریع با سازش گونه های جدید به این محیط به نمایش درمی آید. اگر وسعت منطقه کافی باشد و در آن بخش های مجزای جغرافیایی که جمعیت هایی را بدون تماس با یکدیگر در خود جای می دهند به قدر کافی وجود داشته باشد، آنگاه پیدایش سریع گونه ها نیز به دنبال آن خواهد آمد. مثال کلاسیک آن هاوایی است. شواهد نشان می دهند که این مجمع الجزایر به اشغال تعداد اندکی از گونه ها درآمد و آنها در مدت زمانی نسبتاً کوتاه به گونه های بسیار تکامل و تنوع یافتند. منظورم در زمان کوتاه، قرن ها یا هزاران سال است که در مقایسه با تکاملی که در بسیاری از نقاط دیگر جهان می بینیم کوتاه است.فرآیند تنوع یابی سرانجام به سطحی می رسد که در آن فون (مجموعه جانوران منطقه _ م) و فلور (مجموعه گیاهان منطقه _ م) پایدار شده و به ثبات می رسند. در این هنگام هم سازگاری (coadaptation) رخ می دهد یعنی وضعیتی که در آن گونه ها به هم وابسته اند، چنانکه یک گونه در تغذیه از گونه دیگر تخصص می یابد. در این مقطع گونه زاییکند می شود. شبیه رشد یک جاندار است که در ابتدا با تجمع اجزای جدیدی که با یکدیگر تعامل دارند سریع است و سرانجام به سطحی از بلوغ می رسد که می توان آن را برای مدت زمانی بلند حفظ کرد. مجموعه دیگری از اصول تنوع زیستی با مقادیر یا آنچه مقادیر نهایی را تعیین می کند سروکار دارند. برای مثال می دانیم که جنگل های بارانی گرمسیری نسبت به توندرا یا جنگل های مخروط داران نیمکره شمالی، در واحد سطح گونه های بسیار بیشتری دارند. تعداد گونه ها در یک سطح مشخص، برای مثال در یک یا صد کیلومترمربع، با نزدیک شدن به خط استوا پیوسته افزایش می یابد. تعداد گونه ها از جزایر کوچک به جزایر بزرگ نیز همان طور که در جزایر کارائیب دیده می شود، افزایش می یابد. (speciation)

 

● چه عواملی موجب این افزایش گونه ها می شوند؟

ظاهراً سه عامل وجود دارد که عبارتند از انرژی، پایداری و مساحت. هرچه انرژی بیشتری دراختیار جامعه تکامل یابنده گونه ها باشد، گونه های بیشتری پدید می آیند. در استوا انرژی به اوج می رسد. هرچه منطقه پایدارتر باشد، چنان که در نواحی دارای شرایط اقلیمی ثابت دیده می شود، گونه های بیشتری تجمع می کنند زیرا برای سازش و هماهنگی با یکدیگر زمان بیشتری دراختیار دارند. هرچه مساحت بیشتر باشد، جمعیت بزرگتر و متنوع تر است. برای مثال آمریکای جنوبی نسبت به جزایر هند غربی گونه های بیشتری دارد. این سه نیروی محرک در مجموع بخش عمده تغییرات گونه ها در جهان را موجب می شوند.

 

● رایج ترین نوع گونه زایی کدام است؟

اگر همان طور که بررسی های ما نشان می دهد، گونه زایی همجا (sympatric) به این گستردگی در حشرات که متنوع ترین جانداران روی زمین هستند، رخ می دهد، باید رایج ترین نوع گونه زایی باشد. بررسی پدیده گونه زایی همجا نسبت به گونه زایی ناهمجا (allopatric) که به آسانی و به وضوح مشاهده می شود، دشوارتر است اما می تواند بسیار رایج باشد، کسی چه می داند. منظور از همجا، جانداران مشابهی در مجاورت یکدیگر است که به دلیل تفاوت های رفتاری، حتی با آنکه به لحاظ نظری می توانند، اما با هم تولیدمثل نمی کنند. منظور از ناهمجا، جانداران مشابهی است که گرچه به لحاظ نظری می توانند اما با هم تولیدمثل نمی کنند زیرا به طور جغرافیایی از هم جدا شده اند.

 

● این مکانیسم ها با چه سرعتی می توانند گونه های جدید تولید کنند؟

فوری، به واقع در چند نسل. پیش از همه در گیاهان مکانیسمی به نام پلی پلوئیدی هست که در یک مرحله می تواند سویه ای ایجاد کند که قادر نیست با گونه مادری که از آن ریشه گرفته تولیدمثل کند. در واقع آن را گونه زایی فوری می نامند. گونه زایی همجا نیز گاهی فقط چند مرحله تا تولید گونه جدید در مدت زمانی کوتاه طول می کشد. برای مثال در بعضی انواع مگس سرکه، ممکن است یک سویه ترجیح دهد روی گیاه دیگری تولیدمثل کند و این می تواند در چند جهش رخ دهد. یا ناسازگاری ممکن است میان دوسویه ای وجود داشته باشد که تفاوتشان یک ژن یا تعداد بسیار اندکی از ژن ها است. این وضعیت ممکن است در مدت زمانی کوتاه در اثر جهش یا نو ترکیبی (recombination) ژن های موجود رخ دهد. به این ترتیب پیدایش گونه های جدید ظرف چند سال به لحاظ نظری امکان پذیر است و احتمالاً تشکیل بعضی گونه ها با همین سرعت انجام می شود اما مشاهده آنها در طبیعت دشوار است. مطمئن نیستیم که گونه زایی بسیار سریع واقعاً چقدر در طبیعت متداول است.

● در سال ،۱۹۹۶ شما و دکتر دانیل سیمبرلاف (Simberloff .D) برای تعیین حداقل اندازه بحرانی اکوسیستم ها آزمایشی انجام دادید. به چه نتایجی دست یافتید؟

می خواستیم ببینیم گونه ها با چه سرعتی به یک جزیره خالی هجوم می آورند و آیا مساحت یا فاصله در این کار نقشی دارند یا خیر. در این آزمایش ما سیستم فوق را با انتخاب جزیرک های حرا در دماغه فلوریدا و سپس تخلیه آنها از تمام جاندارانشان جز درختان، مینیاتوری و در واقع مدل سازی کردیم. سپس به مشاهده بازگشت حشرات نشستیم. در این آزمایش نتایج زیر به دست آمد:

۱- موجودات کوچک از جمله حشرات و عنکبوتان خیلی سریع بازمی گردند.

۲- روند پر شدن جزیره از گونه ها تا جایی ادامه می یابد که تقریباً به تعداد گونه هایی که قبلاً داشت، برسد.

۳- هرچه منطقه برای گونه های مهاجر تازه وارد دورتر باشد، رسیدن به تعادل در آن منطقه بیشتر طول بکشد.

۴- گرچه تعداد گونه ها به سطح اولیه بازمی گردد اما ترکیب جامعه جدید با آنچه بود متفاوت است.

این با دریافت نظری ما از روگشت (turnover) گونه ها، یعنی انقراض و به دنبال آن ورود گونه های مهاجر (و در بلندمدت، گونه زایی) سازگار است.

 

● آیا آستانه ای وجود دارد که زیر آن جمعیت ها در خطر حتمی انقراض قرار گیرند؟

بله. اندازه جمعیت برای بقا بسیار حیاتی است. به طور کلی هرگاه اندازه جمعیت از ۱۰۰ فرد کمتر شود، آنگاه افسردگی هم آمیزی (inbreeding depression) رخ می دهد. و چنانچه در جمعیت ها ژن های زیان آور و مرگبار وجود داشته باشد، مثل ژن مسبب فیبروز کیستی در انسان، آنگاه میزان وقوع این صفت ژنتیکی افزایش می یابد که به مرگ یا نازایی می انجامد. در جمعیت های بزرگ احتمال آنکه یک ژن مرگبار بروز کند بسیار کم است. زیست شناسان حفاظت برای سلامتی ژنتیکی جمعیت ها قاعده ۵۰ تا ۵۰۰ را ملاک قرار می دهند. همان طور که در کتاب «تنوع حیات» در سال ۱۹۹۲ نیز توضیح داده ام جمعیتی متشکل از حدود ۵۰ فرد تنها در کوتاه مدت کافی است و برای زنده و سالم نگهداشتن گونه تا آینده دور ۵۰۰ فرد لازم است.

 

● اگر گونه زایی می تواند به سرعت رخ دهد چرا باید نگران انقراض گونه ها باشیم؟

به لحاظ نظری می تواند سریع رخ دهد اما محصول گونه زایی سریع به نسبت از تفاوت میان گونه ها خواهد کاست. برای مثال اگر دو گونه ماهی تنها در یک یا چند ژن از ده ها هزار ژنی که دارند با هم تفاوت داشته باشند، به احتمال زیاد تفاوت بسیار ناچیزی با یکدیگر خواهند داشت. این را با دو گونه ای مقایسه کنید که یک میلیون سال پیش از هم واگراییده و از نظر ژنتیکی در بسیاری از ژن ها و صفات خویش مستقل از یکدیگر تکامل یافته اند. چنانچه یکی از این دو گونه محو شود ما خیلی بیشتر ضرر خواهیم کرد تا آنکه یکی از دو گونه ای را از دست بدهیم که تنها تفاوت ناچیزی با هم دارند. به هر حال تفاوت میان گونه ها چه ناچیز باشد و چه آشکار هم اکنون در نتیجه فعالیت های انسان، با سرعتی که در بعضی جاها تا هزار برابر نرخ پیدایش آنها است ناپدید می شوند. با این شتاب، می توانیم در طول عمر یک انسان به آسانی نیمی از گونه های جهان را نابود کنیم. بسیاری از این گونه ها طی هزاران یا میلیون ها سال شکل گرفته اند. گونه های کاملاً متمایزی که می توان آنها را در شواهد سنگواره ای ردیابی کرد، تا پیش از پیدایش انسان، تقریباً با آهنگ حدود یکی از هر یک میلیون گونه در سال ظاهر می شوند. سریع ترین فرایندهای گونه زایی نیز نمی توانند گونه های از دست رفته را از نو جانشین و رقم فوق را حتی دو برابر کنند.

 

● با توجه به اینکه انقراض در مقیاس جهانی رخ می دهد، کدام مناطق از نظر حفاظتی باید در اولویت باشند؟

البته نقاط داغ (hot spots) نظیر جنگل های گرمسیری. نقاط داغ زیستگاه هایی هستند که بیش از همه در خطرند و دارای بیشترین تعداد گونه هایی هستند که هیچ جای دیگری جز آنجا یافته نمی شوند. این مناطق عبارتند از جنگل های هاوایی و ماداگاسکار و بوته زارهای غنی جنوب غربی استرالیا و آفریقای جنوبی. طبیعت استوایی، نظیر آمازون و کنگو، آخرین جنگل های مرزی را در خود جای می دهد که می توانند کلان فون (megafauna) یعنی پرندگان و پستانداران بزرگ را نگه دارند. حفاظت از این مناطق امری حیاتی است. حوزه دیگر، سیستم های آب شیرین جهان است که عموماً فراموش می شوند. این مناطق درخور توجه ویژه هستند زیرا در همه جا در نتیجه عواملی مانند آلودگی یا زهکشی به شدیدترین وجه مورد حمله و تعرض قرار گرفته اند. تراکم گونه های در خطر انقراض در واحد سطح در این سیستم ها از هر اکوسیستمی در جهان بیشتر است. همتای آنها در اقیانوس آبسنگ های مرجانی است که درصد بالایی از آن اکنون نابود یا به شدت تخریب می شود. آنها نیز در واحد سطح درصد بالایی از گونه های در خطر انقراض را در خود جای می دهند.

 

● در کتاب اخیرتان «آینده حیات» پنبه این افسانه را می زنید که سیاست های زیست محیطی با رشد اقتصادی ناسازگار است. ممکن است کمی درباره اش توضیح دهید؟

منابع زنده جهان اکوسیستم ها و گونه هایشان هنوز عمدتاً ناشناخته هستند و از نظر منافعی که ممکن است برای انسان داشته باشند مثل تصفیه آب یا داروهای جدید بسیار کم بررسی شده اند.بعضی بوم شناسان و اقتصاددانان برآورد کرده اند که ارزش کل این اکوسیستم های طبیعی، یعنی مبلغ مجموع خدماتی که به بشریت می رسانند چیزی نزدیک به ۳۰ میلیون میلیون دلار است. این از مجموع تولید ناخالص ملی تمام کشورهای جهان سر هم بیشتر است. و با این حال مجانی است!حفاظت و استفاده کامل تر از آنها به شیوه ای بدون مزاحمت و تحمیل از نظر اقتصادی برای ما ارزشمند است. نابودکردن آنها به منزله راندن بشریت به سوی دنیایی مصنوعی است که در آن ناچاریم خودمان شخصاً سیستم های آبی را مدیریت کنیم، غذایمان را تامین کنیم و به جای آنکه برای تنظیم ترکیب جو به جانداران نیرومند متکی باشیم، خودمان با ابزارهای مصنوعی هر روز این کار را انجام دهیم. آیا می خواهیم زمین را به معنای دقیق کلمه به یک سفینه فضایی تبدیل کنیم که دائم نیاز به تعمیر و مراقبت دارد؟

 


منبع : www.aftabir.com






نوع مطلب : تنوع زیستی، 
برچسب ها : گونه زایی، تنوع زیستی، گونه زیستی، منشاء تنوع زیستی، جمعیت، انقراض گونه ها،
لینک های مرتبط :

نخستین بار ماتیس وکرناگل و ویلیام ریز در دانشگاه بریتیش کلمبیا، اصطلاح و تکنیک ردپای اکولوژیکی را در کتاب ردپای اکولوژیکی ما: کاهش تأثیر انسان بر زمین (۱۹۹۵) ابداع کرده و آنرا توسعه دادند.

 

 

 

برای اولین بار، از شروع دورهٔ کشاورزی و امکان اسکان ثابت جغرافیایی بشر در دوازده هزار سال قبل، فعالیت اقتصادی بشر در مقیاس جمعی قادر به جایگزینی نظامها و فرآیندهای بیوفیزیکی جهانی به گونه ای شده است که هم پایداری اکولوژیکی جهانی و هم امنیت ژئوپولتیکی را به مخاطره انداخته است. اسناد تجربی نشان می دهند که اقتصاد انسانی در حال تسلط بر اکوسفر است . (Rees and Wackernagel,1996,223,4 ).

موج فزایندهٔ رشد جمعیت به همراه مصرف رو به تزاید فردی موجب شده تا مطالبات انسانها در عرصهٔ سیارهٔ خاکی بیش از مقتضیات طبیعی آن باشد (بروان و همکاران، ۱۳۸۲، ۱۵). صنعتی شدن جوامع و افزایش مهاجرت به شهرها نیز باعث افزایش روند تصرف منابع طبیعی زمین و استفاده روزافزون از آنها شده است. در چند دههٔ اخیر این رشد که با شیب صعودی نسبتاً ثابتی حرکت می کرد، به میزانی رسیده که حتی از ظرفیت اکولوژیکی کرهٔ زمین نیز بیشتر شده است. در اواسط دهه ۱۹۸۰ ردپای اکولوژیکیِ انسان بر روی زمین، که بیانگر میزان استفاده افراد از منابع مصرفی است، از ظرفیت کره زمین بیشتر شده است و سال به سال نیز این ردپا بیشتر می شود.

به زعم براون و همکاران (۱۳۸۲) امروزه جمعیت زمین از هر زمان دیگری بیشتر است، با اینکه تعداد ساکنان زمین همچنان رو به زیاد شدن دارد، اندازهٔ سیاره ای که بر آن زیست می کنیم، ثابت است. افزایش جمعیت آینده می تواند موجب تنزل و تهی ساختن آتی منابعی چون خاک سطحی، آب زیرسطحی، و پوشش جنگل شود، و منابع قابل دسترس هر نفر را نیز کاهش دهد. در حال حاضر، تعداد جمعیت و نیز سرانهٔ مصرفِ انسانها در حال افزایش است، در حالی که تمام حوزه های مربوط به زمینهای تولیدی و موجودی سرمایه طبیعی ثابت و یا در حال کاهش است (Rees and Wackernagel,1996,226)

 

● تعریف ردپای اکولوژیکی

نخستین بار ماتیس وکرناگل و ویلیام ریز در دانشگاه بریتیش کلمبیا، اصطلاح و تکنیک ردپای اکولوژیکی را در کتاب ردپای اکولوژیکی ما: کاهش تأثیر انسان بر زمین (۱۹۹۵) ابداع کرده و آنرا توسعه دادند. از منظر این دو اندیشمند، هر واحد انسانی (اعم از فرد، شهر و یا کشور) تأثیری بر زمین می گذارد، زیرا تولیدات و خدمات طبیعت را مورد استفاده قرار می دهد. تأثیر اکولوژیکی آنها برابر با مقدار طبیعتی است که آنها برای تداوم زندگی اشغال کرده اند (Wackernagel et al.,1997,2 )

ریز و وکرناگل (۱۹۹۶) به جای اینکه بپرسند یک منطقهٔ خاص، از چند نفر جمعیت می تواند به صورت پایدار حمایت نماید؟ سؤال انتقادی دیگری را مطرح کردند: چه مقدار از یک منطقهٔ حاصلخیز برای تداوم نامحدود جمعیتی محدود لازم است، و آن سرزمین در کجای زمین واقع شده است؟ . به نظر آنها، طرح این رهیافت بر هر گونه ایرادِ وارد بر مفهوم ظرفیت انسانیِ مبتنی بر عوامل تجاری و تکنولوژیکی فائق می آید. به عبارت دیگر، از آنجا که بیشتر اشکالِ درآمد طبیعی (منابع و خدمات تجاری) بوسیله اکوسیستم های زمینی تولید می شوند، این امر باید محتمل باشد که بتوان نواحی زمینی/ آبی مورد نیاز برای تولیدِ پایدارِ مقدار زیادی از هر نوع منبع یا خدمات اکولوژیکیِ مورد استفاده جمعیت یا اقتصاد محدود در سطح خاصی از تکنولوژی را پیش بینی کرد. مجموع چنین محاسباتی برای همه طبقاتِ مهمِ مصرف، یک برآورد محافظه کارانهٔ ناحیه محورِ سرمایهٔ طبیعیِ مورد نیاز برای آن جمعیت یا اقتصاد را تولید خواهد کرد. این ناحیه، ردپای اکولوژیکی صحیح نامیده می شود (Rees and Wackernagel,1996,227)

 

● مفهوم ردپای اکولوژیکی بر فرضهای زیر واقع شده است :

۱- مصرف غذا، مسکن، حمل و نقل، زیرساخت، کالاهای مصرفی، و خدمات توسط جمعیت، قابل سنجش است.

۲-  مقدار مصرف جمعیت قابل تبدیل به زمین هم ارز مورد نیاز (مثل مقدار زمین کشاورزی تصرف شده، مقدار زمین جنگلی بریده شده و مقدار زمین اشغال شده بوسیلهٔ ساختمان سازی) برای تولید، رشد، صنعت، حمل و نقل و دفع زباله، حمل و نقل، زیرساخت، کالاهای مصرفی و خدمات مصرفی می باشد.

۳- مقدار زمین مورد استفاده برای تولید منابعی که توسط جمعیت مصرف می شود و دفع زباله هایی که تولید می گردد برابر است با ردپای اکولوژیکی آن جمعیت (Seattle,2004,2)

ردپای اکولوژیکی به مثابه شاخصی برای اندازه گیری عرضه و تقاضای منابع تجدیدپذیر مورد نیاز، برای اطمینان از پایداری خدمات انسانی به کار برده می شود (Luck et al.,2001,784)  .

 

● محاسبه ردپای اکولوژیکی

محاسبهٔ ردپای اکولوژیکی بر اساس دو واقعیت ساده صورت می پذیرد: نخست، ما می توانیم ردپای اکثر منابعی را که مصرف می کنیم و بیشتر زباله هایی را که دفع شان می نمائیم مشخص کنیم؛ و دوم اینکه، بیشتر این جریاناتِ منابع و زباله ها می توانند به منطقهٔ زیستی تولید کننده ای که برای تدارک این امور لازم است تبدیل شوند. بنابراین، ردپاهای اکولوژیکی به ما نشان می دهند که ملل مختلف به چه میزان از طبیعت استفاده می کنند (Wackernagel et al.,1997,2).

محاسبات اساسی برای برآورد ردپای اکولوژیکی از لحاظ مفهومی ساده است: ابتدا، مصرف سرانهٔ اقلام عمدهٔ مصرفی (برای مثال انرژی، غذا، تولید و مصرف تولیدات جنگلی) از طریق تقسیم کل مصرف بر تعداد جمعیت برآورد می شود. بسیاری از داده های مورد نیاز برای بررسی های اولیه به راحتی در جداول آماری ملی قابل دسترس است. قدم بعدی، برآورد سرانهٔ زمینهای تخصیص داده شده جهت تولید هر کدام از اقلام مصرفی با استفاده از تقسیم میانگین مصرف سالانهٔ هر کدام از اقلام بر میانگین تولید یا محصول است (Rees and Wackernagel,1996,229)  .

بنابراین، میانگین کل سرانهٔ ردپای اکولوژیکی (EF)  با جمع کردن کل مناطق اکوسیستمِ تخصیص داده شده برای هر فرد به منظور پر کردن سبد خرید سالانهٔ مصرف کالاها و خدمات وی محاسبه می گردد. در نهایت، ردپای اکولوژیکیِ جمعیت مورد مطالعه (EFp) با ضرب میانگین سرانهٔ ردپا در تعداد جمعیت به دست می آید. یعنی، EF=N ef. محاسبهٔ EF بر اساس اقلام پنجگانهٔ مصرف خوراک، مسکن، حمل و نقل، کالاها و خدمات مصرفی و در هشت طبقهٔ کاربری زمین زمین کشاورزی، زمین جنگل، زمین مرتع، فضای ساختمان سازی، زمین کمتر حاصلخیز، حوزهٔ ماهیگری دریایی و درون سرزمینی، اقیانوس آزاد، و زمین مربوط به انرژی صورت می گیرد. میزان سرانهٔ ردپا بازتاب رفاه (مصرف مادی) و پیشرفت تکنولوژیک جمعیت مورد نظر نیز می باشد (Rees and Wackernagel,1996,230) .

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : ردپای اکولوژیکی، جامعه شناسی محیط زیست، توسعه،
لینک های مرتبط :

بسیاری از فعالیت های ما آدمیان فقط و فقط به خاطر حفظ یا افزایش منافعمان طراحی شده و اجرا می شود. به دور و برخودتان نگاه کنید. حتما مصداق های این جمله را می یابید؛ از رفتارهای اجتماعی تا عادت ها و رفتارهای طبیعی. شاید ایثار یکی از معدود نمونه های رفتاری باشد که این نکته را نقض می کند. مثلا هنگامی که یک نفر جان خود را از دست می دهد تا از منافع غیرشخصی دفاع کند.

البته این رفتار چندان هم منحصر به انسان نیست. مثلا زنبور ها هم نمونه هایی از ایثارگری را در خودشان نمایش می دهند. وقتی یک زنبور کسی را نیش می زند برای دفاع شخصی این کار را نکرده است. او از منافع جمعی همه اعضای کندو حمایت کرده است و البته با این عمل او جان خود را از دست می دهد. البته اگر کمی ریزبینانه به همین رفتار های ایثارگرایانه در دنیای موجودات زنده هم دقت کنیم و آن را مورد مداقه قرار دهیم باز هم پای منافعی را خواهیم دید که چندان تفاوتی با نمونه های دیگر در آن دیده نمی شود. شاید مهم ترین تفاوت این رفتار با رفتار های منفعت طلبانه مرسوم دنیای جانداران در این باشد که این رفتارها (آگاهانه یا ناخودآگاهانه) به منافع بلند مدت تر و نیز منافع جمعی(و نه فردی) توجه دارد. به همین منوال رفتار ها یا برخورد آدمیان با دنیای طبیعی پیرامون خودش هم مبتنی برکسب منافع حداکثری از طبیعت بوده است، بخصوص پس از انقلاب صنعتی که قدرت چیرگی انسان بر طبیعت رخ نشان داد، عقده سده های طولانی مقهور طبیعت بودن سرگشود و ناگهان هجوم انسان های صنعتی شده به طبیعت برای کسب منافع بیشتر آغاز شد.

دست اندازی به طبیعت برای کشف و استخراج منابع طبیعی از چوب و زغال سنگ گرفته تا نفت، الماس، خاک، آب و... آنچنان رشد کرد که طبیعت فرصتی برای بازیافت خود پیدا نکرد. به عبارتی سرعت کسب منابع از سرعت تولید آن پیشی گرفت. در ابتدا این موضوع چندان جدی تلقی نمی شد چرا که زمین برای آدمیان گستره ای پهناور محسوب می شد و حتی برای آدمیان این گستره، بی نهایت فرض می شد، بنابراین انسان به خودش اجازه می داد تا برای کسب منافع حداکثری هر میزان برداشت از منابع طبیعی را مجاز بشمارد. البته برای این برداشت های حداکثری استراتژی هایی هم ساخته می شد. مثلا یکی از مهم ترین استراتژی های انسان در کسب حداکثری منافع از طبیعت می توان به کشف دنیاهای جدید و مهاجرت گسترده به آن دنیای جدید اشاره کرد و البته نمونه مهم از این گونه کشف سرزمین های تازه، کشف قاره آمریکا و مهاجرت به آن بود. این دست اندازی انسان به طبیعت کم کم رنگ نگرانی به خود گرفت. ابتدا زنگ خطر را اخلاق گرایان و فلاسفه به صدا در آوردند؛ این که آیا انسان تنها به دلیل توانایی موجود مجاز است که این گونه بهره برداری بی حد و حصر از طبیعت را نشانه رفته و اجرا کند؟
 
پاسخ از دید اخلاق گرایان تقریبا هویدا بود اما از دید عملگرایان و قاطبه جمعیتی جوامع بشری، پاسخ به این پرسش دست کم چنین آشکار و ساده نبود. اما اوضاع به همین منوال باقی نماند و حتی عملگرایان نیز دچار تعارضی در بهره برداری بی حد و حصر از طبیعت شدند. افزایش شدید جمعیت و کاهش منابع در دسترس این نگرانی را موجب شد.اکنون زمان نگرانی بود؛ زمانی که بایستی به این پرسش اساسی پاسخ داده می شد. پاسخ به این سوال که اگر به طبیعت فرصت بازسازی ندهیم، سرنوشت ما چه می شود. اگر همه طبیعت دچار این دگرگونی شدید(حاصل از فعالیت بشری) قرار بگیرد، چه الگوی دست نخورده ای برای بازگرداندن اصل وجود خواهد داشت و به عبارت درست تر اگر همه طبیعت دست خورده شده و تغییرات بنیادی در آن رخ دهد، کدام الگوی طبیعی می تواند به عنوان نمونه استاندارد از طبیعت تلقی شود و برای بازسازی، مورد استناد قرار بگیرد؟

پاسخ به این سوال همان چیزی است که لزوم حفاظت ویژه از مناطق خاص کره زمین را باعث می شود؛ مناطقی که به عنوان مناطق بکر و دست نخورده زمین لقب می گیرند. مثلا جنوبگان را می توان یکی از مهم ترین و منحصربه فردترین مناطق کره زمین دانست. این منطقه در تمام دنیا تک محسوب می شود و در صورتی که تغییری در آن رخ دهد دیگر نمونه ای شبیه به آن وجود ندارد که بتوان به آن استناد کرد. بنابراین قطب جنوب را منطقه ای بشدت محافظت شده محسوب می کنیم که کسی حق دخالت یا تغییر(هر چند اندک) در آن را ندارد.اما به مقیاس های کوچک تر نیز در جای جای کره زمین، مناطقی با این سطح اهمیت وجود دارد.

این مناطق که اکنون با نام عمومی(و نه حقوقی) مناطق تحت حفاظت می نامیم، برای همه انسان های زمین اهمیت دارد(یا باید داشته باشد) مناطق حفاظت شده از گزند هر نوع دست اندازی و تغییر و تبدیل بشری بایستی به دور باشد.اما چرا بایستی چنین محدودیتی را تحمل کنیم؟ مثلا آیا نباید به دلیل کوتاه شدن مسیر، در این مناطق جاده ای احداث کرد؟ آیا نباید این مناطق را به محل پرورش دام مورد استفاده قرار داد؟ آیا نمی توان در این مناطق به فعالیت شکار و تفریح پرداخت؟ آیا نمی توان این مناطق را بواسطه منابع طبیعی و موهبت های الهی و خداداد موجود در آنها مورد کاوش و شناخت و استخراج قرار داد؟ پاسخ همه پرسش های بالا و پرسش های دیگری از این دست، براساس قوانین محکم ملی و بین المللی، خیر است. اما چرا؟ آیا این نادیده گرفتن نعمات خداوند نیست؟ آیا این پاسخ نه، ایجاد زحمت و چشم پوشی از رفاه و آسایش محسوب نمی شود، پاسخ باز هم خیر است.

مناطق حفاظت شده ـ که در ایران با ۴ سطح شناسایی می شود و بالاترین سطح آن پارک های ملی هستند ـ برای زندگی و دوام و بقای ما اهمیت دارند. همان طور که در سطور پیشین اشاره شد، این مناطق به عنوان جایگاه های ویژه محسوب شده و به دلیل نادر بودنشان(از حیث چشم انداز، منابع، بافت گیاهی، جانوری و...) بایستی به عنوان الگو و نمونه قابل استناد برای همیشه حفظ شوند. اما جدا از این، پارک های ملی و دیگر مناطق حفاظت شده ذخیره گاه ژنتیکی یک سرزمین محسوب می شوند... همچون بانک ها که ذخیره گاه اموال یک فرد یا جامعه محسوب می شود و آسیب به آن آسیب مستقیم به افراد است. پارک های ملی و مناطق تحت حفاظت دیگر منابع بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی هستند که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم مورد استفاده انسان ها قرار می گیرند. البته بجز موجودات زنده موجود، این مناطق ارزش فراوانی در ذخیره و تولید و تازه شدن منابع غیرزنده که برای زندگی ما نقش اساسی بازی می کنند دارد. مثلا بخش مهمی از منابع آبی، اهمیت فراوان در تعادل دمایی و حتی ارزش های فرهنگی ـ برخی از مناطق تحت حفاظت به عنوان سرزمین های مقدس شناخته می شوند ـ فراوان دارند.پارک های ملی (همچون پارک ملی کویر و گلستان)، آثار طبیعی ملی(گل سوسن چلچراغ یا قله علم کوه)، مناطق حفاظت شده(ارسباران در آذربایجان و هفتاد قله در استان مرکزی) و پناهگاه های حیات وحش(همچون پناهگاه میانکاله) ۴ رده منطقه های تحت حفاظت ایران هستند.

این مناطق ارزش های ذاتی در سطح کشور و در سطح جهان هستند. مناطق تحت حفاظت ایران بخشی از شبکه جهانی مناطق تحت حفاظت جهان هستند، شبکه ای با بیش از ۱۲۰۰۰عضو، ۱۲۰۰۰ منطقه مهم که ارزش آن بیش از هر مبلغ مادی است. خیلی بیشتر از نفتی که می توان در آنها یافت یا بیش از هر جانوری که در آنها می توان شکار کرد. مناطق تحت حفاظت و پارک های ملی، همچون ذخایر بانک مرکزی است، آنها را بسادگی نباید از دست داد.


محمدرضا نوروزی
منبع :  www.jamejamonline.ir






نوع مطلب : تنوع زیستی، 
برچسب ها : حفاظت، مناطق حفاظت شده، ارزش محیط زیست،
لینک های مرتبط :






نوع مطلب :
برچسب ها : استان اردبیل، مناظر طبیعی، جاذبه های اردبیل، گالری تصاویر، اکوریستم،
لینک های مرتبط :

به مناسبت 13 فروردین ، روز انس با طبیعت



نوروز باستانی همواره کهن ترین سنت و عزیزترین روز سال نزد ایرانیان بوده است. نوروز برجای مانده از روزگاری است که تنها با کمک تاریخ می توان درباره ی آن چیزهایی دانست . در گردش سالانه ی روزگار ، نوروز یک تنوع روحی و یک انبساط خاطر می باشد که مردم برای تغییر و تحول در زندگی خود آن را ارج می نهادند . با فرارسیدن نوروز همراه با دگرگونی طبیعت انسان ها نیز تحولاتی در زندگی مادی و معنوی خود به وجود می آوردند . هر جزئی از آیین نوروز نمادی از ستایش زیبایی و اخلاق انسانی و مهر و دوستی است.سیزده فروردین؛ روز طبیعت، روز پایان دوره جشن های نوروزی است. در این روز مردم بنابر یک سنت قدیمی از خانه ها بیرون و به دشت و صحرا و باغ می روند تا آخرین روز عید را در طبیعت و در کنار سبزه و گیاه و آب روان چشمه ها و جویبارها به شادی بگذرانند. هم
 اکنون‎‎ نیز در این روز که روز طبیعــت نام‎‎ گرفته است‎‎، مردم بنا بر سنت فرهنگی خود همراه‎‎ دوستان‎‎ و خـویشاوندانشان از خــانه خارج می‎‎ شوند و به دشت‎‎ و طبیعت می روند تا آخرین روز عیـد را بــه شــادی و تفــریح بگذرانند.

آشتی با طبیعت همواره در قاموس ایرانیان جایگاه ویژه ای داشته است. تامل در كمال و جمال زیبای خداوندی، اصی ترین نتیجه و ثمره انس با طبیعت است. طبیعتی كه ذات انسان و قوه عاقله او را در راه شناخت معبود یكتا هدایت می كند.هرساله در تاریخ سیزدهم فروردین ایرانیان در دامان پرمهر طبیعت گرد هم می آیند تا روز طبیعت را در پرتوی از مهربانی ها و نیكی ها بگذرانند. روز طبیعت این فرصت را برای ما فراهم می سازد تا برای یك روز و حتی ساعاتی محدود به طبیعت پناه ببریم و از لذایذ روحانی مشاهده زیباییها بهره مند شویم. فراموش نكنیم كه طبیعت آینه تمام قدی است كه در آن می توان “خود”را یافت. بنابر این حفظ طبیعت به معنای حفظ خودمان است و لاغیر.

بسیاری از روانپزشكان بر این نكته تاكید كرده اند كه ارتباط آدمی با طبیعت، ، نتایج و ثكرات بسیار مفیدی برای او به همراه خواهد داشت و قطع ارتباط با طبیعت انسان را از بسیاری خوشیها محروم می سازد.. بالارفتن میزان آمار و ارقام افسردگی در شهرهای بزرگ ارتباط مستقیمی را دور بودن انسان از طبیعت دارد.

جفا در حق و طبیعت و آلوده نمودن آن مترادف با جفایی است كه انسانها در حقوق خود می كنند .جفایی كه بیشترین سرزنشها بر آن مترتب است.همان گونه كه انسان ها نسبت به هم حق و حقوقی دارند كه اگر از آنها سرپیچی كنند ، به عنوان خاطی و مجرم در دادگاه مورد بازخواست قرار خواهند گرفت ، ظلم به طبیعت نیز جرمی سخت و نابخشودنی محسوب می شود.هرچند ممكن است انسان به دلیل این خطا ظاهرا مورد بازخواست قرار نگیرد اما گناه این جرم دائما بر گردن او باقی است.

روز سیزدهم فروردین یا روز طبیعت نیز نیز باید مظهر علاقه و انس آدمی نسبت به طبیعت باشد.در خصوص این روز موارد زیادی از پیشینیان نقل شده است.عبدالله مستوفی در كتاب «شرح زندگانی من» چگونگی انجام این مراسم در دوره قاجار را با ذكر جزئیات شرح داده است. همچنین ادوارد یاكوب پولاك هم در مورد مراسم سیزده به در چنین می نویسد:

« سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا می رسد. مطابق با یك رسم كهن گویا تمام خانه ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازه؟ شهر خارج می شوند و به باغ ها روی می آورند.»

در هر حال روز طبیعت نباید تنها روز ارتباط آدمی با طبیعت باشد، بلكه همان گونه كه از نام این روز پیداست، این روز باید مبدا و نقطه آغازی برای ارتباط انسان با طبیعت باشد.حفظ طبیعت حداقل خدمت و شكرگزاری انسان نسبت به خلقت خداوندی محسوب می شود. خلقتی كه در سرتاسر آن مظاهر جلال و جمال و رحمت و عظمت خداوند قابل مشاهده است.پس این آینه زلال راهمچنان زلال نگاه داریم.


در این روز لازم است با رعایت نکاتی ساده اما ضروری ضمن بهره مندی از طبیعت زیبای کشورمان ، آسیبی به محیط زیست وارد نکنیم : 


- آلودگی محیط زیست ، گسترش شهر ها و جاده ها زندگی و بقای حیوانات و موجودات زنده را با مخاطرات جدی مواجه کرده است . گیاهان و حیوانات نیز مانند ما حق زندگی دارند پس در روز طبیعت ، پاسبان طبیعت و ساکنان آن باشیم.
- سالانه هزاران هکتار جنگل و مرتع بدلیل بی احتیاطی هموطنانمان در آتش می سوزد . در صورت نیاز به آتش حتی الامکان منقل همراه خود ببرید و در غیر اینصورت حتماً خاکستر آتش را با آب خاموش کنید. همچنین از روشن کردن آتش در کنار درختان خودداری کنید و سیگار خود را  قبل از خاموش کردن رها نکنید.

- از تخریب آشیانه پرندگان و مسدود کردن محل زندگی حیوانات وحشی جداً خودداری کنید.

- اگر در طبیعت حیواناتی مانند لاک پشت و جوجه تیغی را دیدید ، از شکار و آوردن آنها به خانه جداً خودداری فرمائید.
- اگر به جنگل و یا مناطق خارج از محدوده شهری می روید یادتان باشد شما میهمان هستید و حیوانات صاحب خانه ، پس ضمن انتخاب مکان مناسبی جهت گذارندن روز ،  از نزدیک شدن به محل زندگی حیوانات وحشی خودداری کنید تا برای مهمانان و صاحب خانه ها  مشکلی پیش نیاید.
- از آلوده کردن آب ، خاک و هوا پرهیز کنید . زباله های خود را جمع کرده و همراه خود ببرید.
- در مناطق جنگلی و یا مناطقی که تابلوی عبور حیوانات اهلی یا وحشی وجود دارد ، با کمترین سرعت ممکن رانندگی نمائید و مراقب حیوانات بی پناه باشید.
- اگر به مناطق حفاظت شده سازمان محیط زیست می روید ، رعایت قوانین مربوط به آن الزامی است . از ایجاد سر و صدای بیش از حد ( به ویژه زدن ترقه ) جداً خودداری کنید . در کنار چشمه های طبیعی و مصنوعی ایجاد شده برای آب خوردن حیوانات اقامت نکنید تا حیوانات به راحتی و بدون استرس بتوانند آب بنوشند .
- در صورت مشاهده حیوان مصدوم به آن کمک کنید یا با سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی یا افرادی که می توانند به شما کمک کنند تماس بگیرید.
- به جای شکار حیوانات ، به جای چیدن گلها و گیاهان از آنها عکس بگیرید و سالها از دیدن آن عکس لذت ببرید.
- دیده بان طبیعت سرزمین خود باشیم . اگر جایی مشکل و ایرادی دیدیم عکس بگیریم و به شکلی آنرا در اختیار رسانه ها و خبرگزاریهای کشورمان قرار دهیم و یا در سایت و وبلاگ خود منعکس کنیم . برای حفظ محیط زیست سرزمین پهناور ایران همه باید احساس مسئولیت کنیم .
- در صورت مشاهده شکارچی و یا افرادی که قصد صدمه زدن به محیط زیست را دارند ، مراتب را به پلیس 110 و یا اداره محیط زیست استان اطلاع دهید.





نوع مطلب :
برچسب ها : آشتی با طبیعت، حفظ طبیعت، روز انس با طبیعت، 13 فروردین، اهمیت محیط زیست،
لینک های مرتبط :



چگونه میتوان آسمان و یا گرمای یك سرزمین را خرید یا آنھا را فروخت؟ تصور چنین چیزی برای ما دور از ذھن و بیگانه است. وقتی ما مالك طراوت ھوا و شفافیت آبھا نیستیم، چگونه میتوان آنھا را از ما خرید؟  


آنچه میخوانید، پیام رئیس سیاتل نام دارد. این پیام، سخنرانی های است كه سیاتل، رئیس قبیله سرخپوستان سوكوامیش (1) در پاسخ به پیشنھاد رئیس جمھور وقت آمریكا از طرف دولت مركزی مبنی بر خرید زمینھای این سرخپوستان، در 1854 میلادی ایراد نموده است.

این پیام زیبا و عمیق، الھام بخش بسیاری از جنبشھای زیست محیطی عصر حاضر بوده است. چگونه میتوان آسمان و یا گرمای یك سرزمین را خرید یا آنھا را فروخت؟ تصور چنین چیزی برای ما دور از ذھن و بیگانه است .

وقتی ما مالك طراوت ھوا و شفافیت آبھا نیستیم، چگونه میتوان آنھا را از ما خرید؟
ھر نقطه از خاك این سرزمین برای مردم من مقدس است. ھر برگ سوزنی و درخشان كاج، ھر ساحل شنی این سرزمین، مھی كه در دل جنگلھای تاریك پیچیده است، ھر حشره ای كه طبیعت را پاكسازی میكند، و صدای ھر حشره، در زندگی و خاطرات مردم من مقدس است ..
وقتی مردان سفید میروند تا در میان ستارگان گام نھند، مردگان آنھا زادگاھشان را از یاد خواھند برد. اما مردگان ما ھرگز این سرزمین زیبا را كه مادرِ مرد سرخ است، از یاد نخواھند برد. ما بخشی از زمین ھستیم و زمین، بخشی از ماست. گلھای عطرآگین، خواھران ما، و آھوان، اسبھا، و عقاب بزرگ، برادران ما ھستند. صخره ھای بلند، شیره گیاھان در دل سبزه زارھا، گرمای بدن اسبان كوچك، و انسان، ھمه به یك خانواده تعلق دارند ...
آب زلالی كه در نھرھا و رودخانه ھایش جاریست، نه تنھا آب، بلكه خون نیاكان ماست. اگر ما این سرزمین را به شما بفروشیم،باید به یاد داشته باشید كه اینجا مقدس است، و باید به فرزندان خود نیز بیاموزید كه اینجا سرزمین مقدسی است، و انعكاس ھر گوشه آن، در آبھای شفاف دریاچه ھایش، بازگوكننده حوادث و خاطرات مردم من خواھد بود. زمزمه آب، صدای نیاكان من است  .
رودخانه ھا، برادران ما ھستند، ما را سیراب میكنند. قایقھای ما را به پیش میرانند، و كودكان ما را تغذیه میكنند.
اگر ما سرزمین مان را به شما بفروشیم، باید ھمواره به یاد داشته باشید، و به فرزندان خود نیز بیاموزید كه رودخانه ھا برادران ما ھستند، و از این پس باید مثل برادران خود، با آنھا مھربان باشید.
ما میدانیم كه مردان سفید رفتار ما را درك نمیكنند. برای آنھا یك بخش از زمین، با سایر بخشھای آن فرقی نمیكند، زیرا مرد سفید، بیگانه ای است كه شبانه ھر آنچه میخواھد از زمین به یغمامیبرد. برای او زمین مثل یك برادر نیست، بلكه مثل دشمن اوست. وقتی آنرا تصرف كرد، باز ھم به پیش میرود. او مزار پدران خود را پشت سر مینھد، و حق زاده شدن فرزندان خود را از یاد میبرد. او با مادرِ خود، زمین، و با برادر خود، آسمان، مثل اشیایی رفتار میكند كه میتوان آنھا را خرید، یا به یغما برد. یا اینكه مثل گوسفندان، یا جواھراتی درخشان به فروش رسانید. او با سیری ناپذیریاش زمین را میبلعد و نابود میكند، و جز بیابانی خشك و لم یزرع، چیزی در پشت سر خویش باقی نمیگذارد ...
نمیدانم، راه ما با راه شما متفاوت است. منظره شھرھای شما، چشمان مرد سرخ را می آزارد. اما شاید این برای آن باشد كه مرد سرخ، بدوی و بی تمدن است و چیزی نمیفھمد  .
در شھرھای مردان سفید، ھیچ مكان ساكت و آرامی وجود ندارد، جایی كه بتوان به ھنگام بھار، صدای باز شدن برگھا را شنید، و یا جایی كه بتوان به صدای ملایم بال زدن حشرات گوش سپرد. اما شاید این به خاطر آن باشد كه من، بدوی و بی تمدن ھستم و چیزی نمی فھمم.
ھیاھوی شھرھا، گوش را می آزارد.  اگر انسان نتواند فریاد مرغ شب، و یا گفتگوی قورباغه ھایی كه شبانگاه در كنار بركهای گرد آمده اند را بشنود، زندگی چه معنایی میتواند داشته باشد؟ من یك مرد سرخ ھستم و چیزی نمیفھمم  . سرخپوستھا صدای ملایم باد را بر سطح بركه ھا، و بوی باد آمیخته با طراوت باران و یا عطر درختان كاج را دوست دارند  ...
آدمی بدون جانوران چه خواھد كرد؟ اگر ھمه حیوانات از میان بروند، انسان به خاطر تنھایی و انزوای عظیم روحش خواھد مُرد.  زیرا ھر آنچه كه برای جانوران رُخ دھد، خیلی زود برای انسان نیز رُخ خواھد داد. ھمه چیز به ھم پیوسته است  .
باید به فرزندان خود بیاموزید كه زمین زیر پایشان، خاكستر نیاكان ماست، و باید به این سرزمین، حرمت نھند. به فرزندان خود بگویید كه این زمین، سرشار از روح اجداد ماست. به فرزندان خود بیاموزید كه زمین، مادر ماست، ھمانگونه كه ما این را به فرزندان خود آموختیم.  ھر آنچه كه بر زمین روا گردد، بر پسران زمین نیز روا خواھد شد .
انسان، تار تقدیر را نمی تند، بلكه او خود نیز تنھا رشته ای تنیده در میان این تار است.ھر آنچه بر این تار روا دارد، بر خود روا داشته است .  


پی نوشت : 1- سرخپوستان سوکوامیش ( Suquamish ) قرنها در آرامش در بخش شمال غربی آمریکا زندگی می کردند. لازم به ذکر است که شهر سیاتل ( مرکز ایالت واشینگتن در منتهی الیه شمال غربی آمریکا ) به افتخار  " رئیس سیاتل " ، رئیس قبیله سوکوامیش ، به این نام ، نامیده شده است.  


منبع : مجله شکار و طبیعت – سال 1354





نوع مطلب :
برچسب ها : زمین مادر، آسمان پدر، سرخپوست، محیط زیست، سیاتل، سرخپوستان سوکوامیش،
لینک های مرتبط :


فقط تصور كنید كه بتوانیم سن زمین را كه غیر قابل تصور است، فشرده كنیم و هر صد میلیون سال آن را یک سال در نظر بگیریم!

در اینصورت كره زمین مانند فردی 46 ساله خواهد بود!

هیچ اطلاعی در مورد هفت سال اول این فرد وجود ندارد و در باره سالهای میانی زندگی او نیز اطلاعات كم و بیش پراكنده ای داریم!

اما این را میدانیم كه در سن 42 سالگی، گیاهان و جنگلها پدیدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.

اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا همین یكسال پیش نبود!

یعنی زمین آنها را در سن 45 سالگی به چشم خود دید و تقریبا 8 ماه پیش پستانداران را به دنیا آورد.

در اوایل هفته پیش میمون های آدم نما به آدمهای میمون نما تبدیل شدند!

و آخر هفته گذشته دوران یخ سراسر زمین را فرا گرفت.

انسان جدید فقط حدود 4 ساعت روی زمین بوده و طی همین یک ساعت گذشته كشاورزی را كشف كرده است!!!

بیش از یک دقیقه از عمر انقلاب صنعتی نمی گذرد و...

حالا ببینید انسان در این یک دقیقه چه بلائی بر سر این بیچاره 46 ساله آورده است!!!

او از این بهشت یک آشغالدانی كامل ساخته است.

او خودش را به نسبت های سرسام آوری زیاد كرده، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!

سوخت های این سیاره را مال خود كرده و همه را به یغما برده است!

و الان هم مثل كودكی معصوم و بی تقصیر ایستاده و به این حمله برق آسا نگاه میكند!!!





نوع مطلب :
برچسب ها : بیوگرافی زمین، سن زمین، انقلاب صنعتی، انقراض گونه ها،
لینک های مرتبط :


روند ترکیب و تکامل گونه های جدید و نیز انقراض گونه هایی که توان سازگاری با تغییرات شرایط محیطی را نداشتند، بیش از چند میلیارد سال به طول انجامید تا سرانجام موسوم به کره زمین به وجود آمد که ارزشمندترین منبع آن تنوع زیستی است . تنوع زیستی ش بکه ای از همه موجودات زنده، اعم از گیاهی و جانوری است و ن ژادهای انسانی، جانوران، گیاهان، قارچها و سایر جانداران تک سلولی را در بر می گیرد. تنوعی که ما امروزه می بینیم شبکه حیاتی است که میوه بیلیونها سال تکامل می باشد و ما جزئی لاینفک از آن هستیم و کاملا به آن وابسته ایم . در حقیقت تنوع زیستی به تنوع حیات بر روی زمین و الگوهای طبیعی آن بر می گردد.

تنوع زیستی بخش حساسی از سرمایه های طبیعی است که خوراک، پوشاک و مسکن و بسیاری از داشته های ما از این سرمایه تامین می شود و روند آن با سرازیر شدن میلیاردها دلار سود به بازارهای اقتصادی جهان، همچنان ادامه دارد. تنوع زیستی علاوه بر آنکه توسعه کشاورزی را ممکن می سازد، امکان سازگاری با شرایط جدید را برای گونه هایی که فاقد چنین امکاناتی هستند، فراهم می آورد. تنوع زیستی علاوه بر آنکه نیازهای ضروری و اولیه انسان ها را نظیر خوراک، پوشاک و مسکن فراهم می آورد، سلامت و شادابی روح و جسم، رونق اقتصادی و پیشرفت روزافزون و همه جانبه ما را نیز تضمین می کند.

در حقیقت تنوع زیستی نوعی بیمه طبیعت در برابر حوادث بد و ناگوار است . با این وجود و به کاری که ما هم اکنون با تنوع زیستی می کنیم، همانند گفته یکی از دانشمندان علوم زیستی ،« سوزاندن شاهکارهای هنری دوره رنسانس برای پختن غذاست. »

تنوع زیستی در سه سطح ژن، گونه و اکوسیستم تعریف می شود. سه مفهوم مرتبط با هم:


1- تنوع ژنتیکی: این تنوع بیانگر تفاوتها و تنوع ژنها در درون یک گونه می باشد و تنوع در سایر سطوح از تنوع ژنتیکی آغاز می شود. تنوع ژنتیکی از جهش های تصادفی که در سطح مولکولها اتفاق می افتد، منشا می گیرد.

2- تنوع گونه ای: این تنوع بیانگر تنوع گونه های مختلف در یک منطقه است.

3- تنوع اکوسیستمی: برآورد تنوع اکوسیستمی نسبت به تنوع گونه ای و ژنتیکی است، زیرا مرزهای میان اکوسیستمها و اجتماعات بسیار گمراه کننده است . تنوع اکوسیستمی به تنوع زیستگاهها، جوامع حیاتی، اکوسیستمها و فرایندهای اکولوژیکی درون آنها گفته می شود .

در هر اکوسیستم مخلوقات زنده بر یکدیگر اثر گذاشته و نیز با آب و هوا و خاک اطرافشان دارای تاثیرات متقابل هستند.

 

بر اساس تعریف دبیرخانه کنوانسیون تنوع زیستی، تنوع زیستی به معنای قابلیت تمایز بین ارگانیسم های زنده از هر منبع شامل اکوسیستم های زمینی، دریایی و اکوسیستم های آبزی، همچنین شامل ترکیبات اکولوژی که بخشی از اکوسیستم ها را تشکیل می دهند، می باشد.

در نهایت و در یک جمله تنوع زیستی در واقع گوناگونی حیات و حکمت مجسم خالق بی همتاست.


ارزش های تنوع زیستی و دلایل حفاظت از آن:

1- ارزشهای اخلاقی: این واقعیت که آنها زنده اند،

2- ارزش های زیبا شناختی: زیبایی آنها و پاداشی که از این زیبایی عاید انسان می شود،

3- ارزش های اقتصادی: شیوه های مستقیم و غیر مستقیمی که تنوع زیستی به انسان سود میرساند،

4- ارزش های اکولوژیکی: سهم آنها در سلامت اکوسیستم،

5- ارزش های فرهنگی و فکری: سهم آنها در فرهنگ و دانش بشری،

6- ارزش های احساسی و عاطفی: احساس شگفتی و احترامی که تنوع زیستی در انسان برمی انگیزد،

7- ارزش های مذهبی: از جانب یک ذات و نیروی ماورائ الطبیعه خلق شده اند،

8- ارزش های تفریحی، ورزشی و توریستی: ایجاد سلامت جسمی و روانی در انسان و غیره ....


اهمیت تنوع زیستی

تنوع زیستی پیرامون ما را فرا گرفته است و حتی در شهرها نیز یک بخش جدایی ناپذیر از زندگی محسوب می شود. شاید نتوانیم تنوع زیستی را آنچنان که هست درک کنیم، اما این بخش با اهمیت از زندگی همواره در جهت فراهم آوردن آب آشامیدنی، هوای قابل تنفس، حاصلخیزی خاکها برای رشد محصولات و تمیزی دریاها به ما کمک می کند. در حقیقت، ما در تمام بخش های زندگی به تنوع زیستی اتکا داریم.

تنوع زیستی حافظ سلامت ماست، خوراک و پوشاک ما را فراهم می کند، روح ما را تازه می کند، به هنر ما الهام می بخشد، از فرزندان ما و آینده آنها مراقبت می کند، موجب تقویت و پیشرفت اقتصاد ما می شود و در نهایت سیاره ما زمین را حفظ می کند. برای آگاهی از اهمیت تنوع زیستی باید همواره به یاد داشته باشیم که تخم مرغ و گوشت از جانوران، پیراهن کتان از گیاهان، صندلی چوبی از درخت و گندم از خاک به دست آم ده است وصرفاٌ مصرف کننده ای سهل انگار و بدون اندیشه نباشیم. چالش های موجود امروزه فرایند جهانی شدن از طریق شاهراههای ارتباطی و نظامهای هماهنگ جهانی دنیا را به هم نزدیک نموده است. لیکن وضعیت و روند کنونی محیط زیست جهان، در واقع چالشی نگران کننده در آستانه هزاره سوم است. چالشی میان انسان و طبیعت که به دنبال بهره برداری بیرویه و خطرناک عصر کنونی پدید آمده است. متاسفانه توسعه بیرویه فعا لیتهای اقتصادی انسان از یک سو و اتکای بلاواسطه و وابستگی معیشتی قشر کثیری از جمعیت رو به رشد جهان به طبیعت از سوی دیگر، روز به روز از تنوع طبیعی اکوسیستم ها می کاهد ومحدودیتهای بیشتری برای زندگی و بقای حیات وحش فراهم کرده و همین طور عرصه های زیستی آنها را تنگ تر می کند.

متاسفانه ریشه این روند نگران کننده به نگاه انسان به طبیعت و خلقت باز می گردد. تا زمانی که انسان به جای همراهی با طبیعت، بر آن سلطه و حاکمیت یابد، معضلات زیست محیطی رو به تزاید خواهد داشت. زیرا طبیعت در مسیر خلقت و با حفظ قانونمندیهای خود، واکنشها و عکس العملهای طبیعی خویش را دارد و انسان را گریزی از این واکنشها نیست.

همچنین سلطه دیدگاههای مادی و رشد مصرف گرایی در زندگی ما، منشا گسترش نابسامانیهای اجتماعی، بی عدالتی و فقر در بخشهایی از دنیا شده و با این روند به طور قطع توسعه پایدار امری ناممکن خواهد بود. لذا بشر امروز به نگاهی متعادل نیازمند است، نگاهی که خالی از فلسفه حیات و نقش معنویت نبوده و ضامن رویکردی جدید به جایگاه انسان و طبیعت در عالم خلقت باشد، نگاهی توام با قدردانی و قدرشناسی از مواهب الهی و درک جایگاه حقیقی آنها.

یک میلیون گونه شناسایی شده اند که بیشتر شامل مخلوقات کوچکی نظیر حشرات / تا کنون 75 می باشد. دانشمندان حدس می زنند که در حقیقت حدود 13 میلیون گونه وجود داشته باشد. با آن که سیر تکاملی این موجودات چند میلیون سال طول کشیده است، امروزه به دلیل بد رفتاری انسان با طبیعت پیرامون خود و تخریب زیستگاهها، پراکندن آفتهای گیاهی و جانوری، تخلیه آلاینده ها در هوا، خاک و آب، روند انقراض گونه ها با سرعت بسیار نگران کننده ای افزایش یافته است.

چنانچه روند تخریبی زیستگاه ها بر همین منوال ادامه یابد، امکان دارد در 50 سال آینده بسیاری از گونه های گیاهان و جانوران منقرض شوند. تا به حال گزارشات زیادی درباره ناپدید شدن بسیاری از گونه ها شنیده ایم. به عنوان مثال، گونه بی نظیر و با شکوه ببر مازندران و یا گونه ارزشمند شیر ایرانی را دیگر نخواهیم دید، چون به دست خودمان برای همیشه از طبیعت حذف شده اند.

این واقعیتی انکار ناپذیر است که تخریب طبیعت و بحران محیط زیست زخم کهنه مدرنیت
امروزی است که با هیچ مرهمی جز رجعت احترام آمیز به طبیعت و حفظ میراث گرانبهای آن برای نسلهای آینده، التیام نمی یابد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تنوع زیستی، 
برچسب ها : تعریف تنوع زیستی، اهمیت تنوع زیستی، سال جهانی تنوع زیستی، تنوع ژنتیکی، تنوع اکوسیستمی، تنوع گونه ای، ارزش تنوع زیستی،
لینک های مرتبط :


کشاورزی ارگانیک برای تنوع زیستی بسیار مناسب است.

تنوع زیستی به انواع تنوع در زمین مانند تنوع ژنتیکی ، تنوع گونه و تنوع اکوسیستمی اشاره دارد.

حفظ تنوع زیستی فقط برای مناطق حفاظت شده نیست. اغلب استراتژی های حفاظتی با حفظ گونه های موجود در مناطق حفاظت شده آغاز می شود. اما این کارها هرگز برای حفاظت تنوع زیستی کافی نیست . برای این کار احتیاج به زمینهای پایدار همراه با استراتژیهای مدیریت آب، برای تشویق تنوع زیستی بومی در نواحی که مردم زندگی می کنند ،دارد . تقریباً37% سطح زمین برای مصارف کشاورزی مورد استفاده است ( در آسیا 50% ،صحرای آفریقا40%) در اغلب این نواحی تنوع زیستی در حال از بین رفتن است برای حفظ تنوع زیستی هم کشاورزی و هم طبیعت لازم است.

کشاورزی خود یکی از عوامل حفظ تنوع زیستی است .در هرسیستم  کشاورزی تنوع زیستی به اجرا در می آید این کارها مانند بازیافت مواد زاید، کنترل شرایط اقلیمی و بافر کردن فرآیندهای آبیاری است .در سیستم های کشاورزی انسان ها با آوردن نهاده های خارجی در این اکوسیستم دخالت می کنند مانند استفاده از آفت کش های شیمیایی و کودهای شیمیایی.

تنوع زیستی کشاورزی در حال حاضر درحد بحرانی است . در حال حاضر فقط کمتر از 70 گونه گیاه در بیش از 1300 میلیون هکتار در جهان کشت می گردد و فقط گونه های کمی از انواع گیاهان مورد پرورش هستند. در آمریکا 60-70 % لوبیاهای کاشته شده فقط از 3 گونه استفاده می شود.

سازمان خواروبار جهانی ملل متحده تخمین زده که 75 % تنوع ژنتیکی محصولات کشاورزی در خیلی از گیاهان بومی از مناطق اصلی خود از بین رفته اند.

چگونه کشاورزی ارگانیک می تواند باعث پیشرفت و توسعه تنوع زیستی گردد؟

 با احترام گذاشتن به ظرفیت طبیعی خاک ، گیاه، حیوانات و اکوسیستم کشاورزی ارگانیک می تواند به حفظ تنوع زیستی کمک کند.

در این نوع کشاورزی با استفاده از عملکردهای اکولوژیکی طبیعی می توان تولید را افزایش داده و در برابر آفات و بیماریها مقاوم نمود. کودهای سنتز شده ، ارگانیسم های اصلاح ژنتیک شده و آفت کش ها اثر منفی بر روی تنوع زیستی و سلامتی دارند و در این نوع کشاورزی استفاده از آنها ممنوع است.


تقویت تنوع :

کشاورزی ارگانیک استفاده شرایط بومی است و استفاده از  ترکیبات شیمیایی آلی ممنوع است.

سیستم های آلی باعث تشویق استفاده از گونه های محلی و واریته های حیوانات و محصولات میگردد.مزارع ارگانیک دارای تنوع زیستی بالایی هستند زیرا تنوع آیش بسیار بیشتر بوده و گیاهان بیشتری کاشته می شود.

پروژه های تحقیقاتی نشان داده است که کشاورزی ارگانیک باعث افزایش تعداد و گونه های وحشی در مزرعه می گردد. تحقیقات 76 محقق کشورهای مختلف نشان داد که کشاورزی ارگانیک باعث بهبود چرخه غذایی از باکتریها تا پستانداران می گردد. زیرا کشاورزی ارگانیک با حیات وحش بصورت دوستانه برخورد می کند و از مواد شیمیایی و سموم کمتر استفاده می کند.


کار با طبیعت :

کاکائو و قهوه گیاهان سایه دوست هستند اما رشد سریع انها باعث حساسیت آنها در برابر بیماریها و آفات می گرددو پرورش قهوه و کاکائو در زیر سایه بان باعث افزایش قدرت زنده ماندن و افزایش عملکرد می گردد و باعث کاهش استفاده از سموم جهت دفع آفات و بیماریها می شود.

بنابر این پرورش کاکائو بصورت زیستی باعث کمک به کشاورزان و تنوع زیستی می گردد.


حفظ سنتها : 

با حفظ کشاورزی سنتی می توان به حفظ حیات وحش و تنوع زیستی و اقتصاد پایدار روستاها کمک کرد.

برای کشت برنج احتیاج به آب زیادی است و تقاضای زیاد آب برای این محصول یک تهدید عمده برای رژیمهای آبی دنیاست.


حمایت از توسعه پایدار:

با تولید میزان وسیعی از غذاها با کشاورزی ارگانیک می توان در جوامع محلی به تولید مشغول گردید. افزایش جمعیت باعث استفاده بیشتر از زمینها برای استفاده از کشاورزی شود. و این زمینها مخصوصاً در جاهای پرآب بیشتر در معرض خطر است و همین امر باعث شده که خسارات سیل آسیبهای فراوانی به آن جوامع وارد آورد.


تهدیدهای تنوع زیستی :

 یکی از این تهدیدات محصولات تراریخته است.


حمایت از کشاورزی ارگانیک

برای اینکه توسط کشاورزی بتوانیم تنوع زیستی را نیز افزایش دهیم احتیاج به فعالیت های وسیعی داریم . در این زمینه کشاورزان و تشکل های غیر دولتی کمک زیادی می توانند انجام دهند.

سیاست ها :

  • تشویق کشاورزی ارگانیک در بین دولتها نه با صادرات این محصولات بلکه با حفاظت از مواد غذایی و تنوع زیستی.
  • تشویق مسئولات زیست محیطی برای ترویج کشاورزی ارگانیک جهت شرکت در برنامه های بین المللی تنوع زیستی.
  • تشویق مجامع به شرکت در پروژه های کشاورزی ارگانیک و سرمایه گذاری در بخش تنوع زیستی.
  • ارزیابی اثر سوبسیدهای کشاورزی بر روی تنوع زیستی.

تحقیقات و ترویج

  • ترویج تنوع زیستی موفق در بین کشاورزان و كارشناسان كشاورزی.
  • انتشار دستاوردهای نوین مورد کشاورزی ارگانیک و تنوع زیستی.
  • تحقیق در مورد تنوع کشاورزی ارگانیک (عوامل بازدارنده تنوع زیستی خصوصاً در کشورهای جهان سوم)
  • تشخیص ، توسعه و حفظ گونه ها با پتایسیل عملکرد خوب آن در شرایط منطقه ای.

بهبود بازار فروش:

  • ارتقاء توسعه بازارهای محصولات کشاورزی ارگانیک
  • ارتقاء نظر مصرف کنندگان در مورد کشاورزی ارگانیک

کاهش تهدیدات

  • معرفی آلاینده های کشاورزی به تولید کنندگان
  • تحقیق درباره اثر و پتانسیل  محصولات ژنتیکی اصلاح شده بر تنوع زیستی
  • استفاده از چهارچوب قانونی توسعه تحت کنواسیون تنوع زیستی و پروتکل کارتگانا   برای توسعه قوانین زیستی سالم در سطح بین المللی
  • قبول نکردن منابع ژنتیکی اصلاح شده و حفظ کشاورزی یومی و تامین بذر آنها

استانداردهای تنوع زیستی

  فدراسیون جهانی محصولات ارگانیك (IFOAM) اخیراً  تحقیق در مورد تنوع زیستی جهانی و استانداردهای آمایش سرزمین را بر اساس استانداردهایی جهانی شروع کرده است .

این استادندارها احتیاج به مدیریت تنوع زیستی آمایش سرزمین ها در هرمنطقه دارد.






نوع مطلب : تنوع زیستی، 
برچسب ها : کشاورزی ارگانیک، تنوع زیستی، تقویت تنوع زیستی، توسعه پایدار، تهدیدات تنوع زیستی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 6 )    ...   2   3   4   5   6   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تماس با ما
 
 
بالای صفحه